پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - 6 وعده بازگشت
تَبَّتْ يَدا ابى لَهَبٍ وَتَبَّ- ما اغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ- سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ.
با اينكه ابوسفيان دشمن خطرناكترى بود؛ ولى سرانجام به ظاهر ايمان آورد و افراد جنايتكارى همچون وحشى قاتل حمزه ظاهراً ايمان آوردند.
بنابراين پيشگويى قاطع درباره سرنوشت فردى همچون ابولهب از طرق عادى ممكن نبود و اين پيشگويى قرآن جز از طريق اعجاز ممكن نيست.
بسيارى از مشركان مكه واقعاً و بعضى ظاهراً ايمان آوردند. اما از كسانى كه نه در واقع و نه در ظاهر ايمان نياوردند ابولهب و همسرش ام جميل خواهر ابوسفيان بود؛ و قرآن در اين سوره آشكارا خبر داده است كه اين دو هرگز ايمان نخواهند آورد و اين از خبرهاى غيبى قرآن مجيد است.
اگر قرآن از سوى خداوند نبود چگونه ممكن بود با اين صراحت از دوزخى بودن كسى سخن بگويد كه ممكن است در پايان كار به صفوف مسلمانان بپيوندد و حدّاقل ظاهراً مسلمان شود.
نام ابولهب: عَبْد العُزَّى (عزّى نام يكى از بتهاى بزرگ عرب است) و كنيه او ابولهب است و انتخاب اين كنيه براى او شايد از اين نظر بوده كه صورتى سرخ و برافروخته داشت. شك نيست كه اين آيات در زمان حيات ابولهب نازل شد و لذا مىگويد: «بريده باد هر دو دست ابولهب»: تَبَّتْ يَدا ابى لَهَبٍ شأن نزولهايى كه غالب مفسران نقل كردهاند نيز نشان مىدهد كه اين مسأله در حيات او واقع شده در آن هنگام كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مأمور شد خويشاوندان نزديك خود را به سوى اسلام دعوت كند و از شرك و كفر بيم دهد. در آن هنگام كه پيامبر بر فراز يكى از كوههاى مكه (كوه صفا) رفت و فرياد زد: «ياصَياحا»- اين جملهاى بود