پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - 6 ايمان و فداكارى او در راه هدفش
درست است كه اين امر به تنهايى كافى نيست، ولى براى ضميمه كردن به قرائن ديگر قرينه خوبى محسوب مىشود.
در هيچ يك از تواريخ ديده نشده كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در جايى، از اعتقادات خود عقب نشينى كرده باشد و يا از ميدان جهاد فرار كند. حتى در ميدان احد هنگامى كه جنگ به منتهى درجه وخامت رسيد و غالب لشكريان (يا همه جز على عليه السلام) از ميدان خارج شده به گوشهاى پناه بردند، پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان در ميدان ايستاد و با اينكه جراحات پيشانى و دندان او را آزار مىداد و ظاهراً اميدى به نجات او نبود ايستادگى نمود.
در داستان بيمارى ابوطالب و آمدن قريش نزد او (كه در آغاز كتاب گذشت) خوانديم كه وقتى آنها به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پيشنهاد كردند كه در مبارزه با بت پرستى كوتاه بيايد؛ و دست از خداى يگانه بردارد، فرمود: «لَوْ وَضَعُوا الشَّمْسَ فى يَمينى و الْقَمَرَ فى يَسارى عَلى انْ اتْرُكَ هذَا الْامْرَ حَتَّى يُظْهِرَهُ اللَّهُ اوْ اهْلَكَ فيهِ، ما تَرَكْتُهُ»: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند كه دست از اين دعوت بردارم هرگز چنين نخواهم كرد تا زمانى كه خداوند اين دين را همه جا ظاهر سازد يا من در اين راه هلاك شوم.» [١]
در داستان ديگرى مىخوانيم كه: قريش نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمدند و به او وعده دادند كه آن قدر مال و ثروت در اختيارش بگذارند كه غنىترين مردان مكه شود و هر زنى كه مىخواهد به همسرى او درآورند و به دنبال او گام بردارند، ولى دست از بدگويى بتهاى ما بردار، و اگر چنين نمىكنى پيشنهاد ديگرى داريم كه
[١]. طبرى، جلد ٢، صفحه ٦٧.