پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - 7 ايمان آوردندگان به او چه گروهى بودند؟
اكنون نگاهى به خاصّان و رازداران و شاگردان اصلى مكتب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىافكنيم. افرادى همچون علىّ بن ابيطالب و در مراحل بعد كسانى همچون سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ياسر و صهيب و بلال و امثال آنها را مىبينيم كه هر كدام نمونهاى از تقوا، فضيلت، ايمان، آگاهى و پارسايى بودند.
اصحاب صُفّه همان مهاجران پاكبازى كه چشم از تمام زندگى خود در مكه پوشيده بودند و به صفوف ياران پيامبر صلى الله عليه و آله پيوستند در حالى كه در شديدترين وضع اقتصادى زندگى مىكردند، نمونه ديگرى از اين افرادند.
گروه هفتاد نفرى كه براى تبليغ اسلام به سرزمين نجد رفتند و همه در اين راه شربت شهادت نوشيدند كسانى بودند كه شبها مشغول عبادت بودند و روزها به هيزم كشى مىپرداختند و دسترنج خود را در اختيار اصحاب صُفّه مىگذاشتند. [١]
در ميان ياران خاص او كسانى بودند كه از موقعيت اجتماعى و جنبههاى مادى و ظاهرى، در سطوح كاملًا پايين قرار داشتند ولى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آنها را به خاطر امتيازات معنويشان گرامى مىداشت و بر ديگران مقدم مىشمرد تا آنجا كه اين موضوع سبب اعتراض سخت مخالفان گرديد و عدّهاى از بزرگان آنها نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند، در حالى كه افرادى همچون سلمان و صهيب و ابوذر و عمار و خباب و امثال آنان از ياران تهيدست نزد پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشتند.
هنگامى كه چشمشان به اين صحنه افتاد با غرور و تكبر خاصى گفتند: «لَوْ نَحَّيْتَ عَنَّا هؤلاءِ (وَ) رَوائِحَ صَنانِهِمْ ... جَلَسْنا نَحْنُ الَيْكَ وَ اخَذْنا عَنْكَ فَلا يَمْنَعُنا
[١]. منتهى الآمال، وقايع سال چهارم هجرى. همين معنا با مختصر تفاوتى كه در تاريخ كامل ابن اثير، جلد ٢، صفحه ١٧١ آمده است.