پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
قرآن بوده در دست نداريم، و ظاهراً انتساب چنين نسبتى به او به خاطر اتهامش به بىدينى و الحاد از يك سو، و اديب و نويسنده و شاعر بودنش از سوى ديگر است.
او حتى عبارت پردازىهاى مسجع ابن راوندى را در كتاب التاج به باد سخريه گرفته است، و در رسالهاى كه به نام الغفران در پاسخ التاج نگاشته، با صراحت مىگويد: «كه قافيهپردازىها وسجعهاى ابن راوندى، چيزى جز مانند آنچه كاهنان با هم مىبافتند كه مى گفتند:" افٍّ و تُفٍّ و جَوْرَبٌ و خُفٍّ"، نمىباشد» [١].
به اين ترتيب او نيز بر اين نكته تأكيد مىكند كه بافتن عبارات مسجع بىمحتوا كمترين ارزشى ندارد.
جالب اينكه در همان رساله الغفران گفتار جالبى درباره قرآن دارد كه نشان مىدهد، به عظمت قرآن و محتواى آن، معترف بود- هر چند آن را وحى آسمانى نمىدانسته است- او با صراحت مىگويد: «هنگامى كه يك آيه از قرآن در ميان سخنان ديگر واقع شود، مانند ستاره درخشانى است كه در شب تاريك مىدرخشد»!
٥. احمد بن حسين كوفى شاعر معروف به متنبى، چنانكه از نامش پيدا است ادعاى نبوت كرد، او از ادباى قرن چهارم هجرى بود؛ و از ذوق شعرى بهره فراوانى داشت؛ وى در آغاز قبول اسلام كرد؛ ولى مىگويند: بعداً دعوى نبوت نمود، و جالب اينكه دعوى او در سن هفده سالگى بود.
در حواشى كتاب اعجاز القرآن رافعى آمده است در سال ٣٢٠ ادعاى نبوت
[١]. اعجاز القرآن رافعى (ترجمه)، صفحه ١٣٧.