پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - پيامبر و ملاقات با مردم مدينه
سخط تو بر من فرود آيد"» [١]
فرزندان ربيعه مقدارى انگور به غلام نصرانى خود (عداس) دادند تا به آن حضرت بدهد. وقتى انگور را در حضورش گذاشت، پيامبر دست برد و گفت:
بِسْمِ اللّه و بعد خورد. عداس گفت: اين كلمهاى نيست كه اهل اين ديار بگويند»، پيامبر پرسيد: «اهل كجايى؟» گفت: «اهل نينوا»، پرسيد: «دينت چيست؟» و او جواب داد، و سرانجام به دست رسول خدا صلى الله عليه و آله مسلمان شد؛ دست آن حضرت را بوسيد و رفت. بالاخره رسول خدا صلى الله عليه و آله بدون نصيب از اين سفر بازنگشت. [٢]
شروع به تبليغ جديد
با همه اين مشكلات پيامبر دست از كار خود نكشيد؛ و در زمان حج با قبايل مختلف ملاقات مىكرد و اسلام را با آنان در ميان مىگذاشت از قبيله كنده گرفته تا قبيله كلب و بنى حنيفه و ابولهب همه جا در پى او حركت مىكرد و حرفهاى او را تكذيب مىنمود. [٣]
پيامبر و ملاقات با مردم مدينه
سويد بن صامت از طايفه اوس (از مدينه) براى حج به مكه آمده بود. پيامبر او
[١]. كامل، جلد ١، صفحه ٥٠٨، و طبرى، جلد ٢، صفحه ٨١.
[٢]. كامل، جلد ١، صفحه ٥٠٨، و ابن هشام، جزء ٢، صفحه ٦١ و ٦٢، و طبرى، جلد ٢، صفحه ٨١.
[٣]. كامل، جلد ١، صفحه ٥٠٩، و ابن هشام جزء، ٢، صفحه ٦٣، و طبرى جلد ٢، صفحه ٨٣ و ٨٤.