پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - 14 قرآن و رابطه رعد و برق و باران
مىگردد. [١]
تنها سؤالى كه در اينجا باقى مىماند، اين است كه چرا قرآن مجيد روى سخن را در اينجا به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و مىگويد: الَمْ تَرَ: «آيا نديدى؟» در حالى كه مىدانيم اين مطلب در آن زمان هرگز قابل رؤيت نبود و تنها در عصر ما از طريق پرواز با هواپيما قابل رؤيت است.
پاسخ اين سؤال روشن است؛ زيرا (الَمْ تَرَ) و جمله هاى شبيه به آن، به معناى «الَمْ تَعْلَم» (آيا نمىدانى؟) مىباشد؛ لذا با اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله در عام الفيل (سال هجوم لشگر ابرهه به مكّه) متولد شد و در آن صحنه حضور نداشت، قرآن مىگويد: أَلَمْ تَرَى كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ: «آيا نديدى پروردگارت با فيل سواران (لشكر ابرهه كه براى نابودى كعبه آمده بودند) چه كرد؟!» [٢]
١٤. قرآن و رابطه رعد و برق و باران
در قرآن مجيد كراراً سخن از رعد و برق به ميان آمده و بلافاصله بعد از آن به ريزش بارآنها اشاره شده است.
[١]. مفسران براى جمله (و ينزّل من السّماء من جبال فيها من بردٍ) دو تفسير قائل شدهاند كه از نحوه تركيب آيه سرچشمه مىگيرد، گاه گفته شده كه جار و مجرور در «مَن بردٍ» متعلق به «يُنزّلُ» است و در حكم مفعول است يعنى خداوند دانههاى تگرگ را از كوههايى كه در آسمان است نازل مىكند- در اينجا كوهها به صورت مطلق ذكر شده- و گاه گفتهاند كه اين جار و مجرور متعلق به فعل محذوف است و توصيف براى «جبال)» محسوب مىشود بنابراين معناى آيه چنين مىشود: خداوند از كوههاى يخ كه در آسمان است تگرگها فرو مىفرستد- طبق اين تفسير مفعول «ينزّل» محذوف است و از كلام فهميده مىشود- و در هر دو تفسير، اعجاز علمى قران طبق شرحى كه در بالا داديم روشن است چرا كه در يكى سخن از كوههاى يخ، و در ديگرى سخن از كوههاى ابر است، كه هر دو در آن زمان ناشناخته بوده است.
[٢]. سوره فيل، آيه ١.