پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨ - مفهوم خاتَم النَبيّين
خليل ابن احمد كه از قديمىترين مولفان و محققان لغت عرب است و در قرن دوم هجرى در عصر ائمه معصومين عليهم السلام مىزيسته است؛ در معناى خاتِم و خاتَم مىگويد: «خاتِم هر چيزى، پايان و آخر آن است؛ و خاتَم به معناى مُهرى است كه بر گِل مىزنند» هنگامى كه نامه تمام مىشد و آن را مىبستند براى اينكه بيگانهاى آن را نگشايد، قطعه گِل نرمى بر محلّى كه بسته شده بود مىزدند و روى آن را مهر مىكردند، بطورى كه براى گشودن آن راهى جز شكستن مهر نبود.
ساير ارباب لغت نيز همين معنى را تعقيب كردهاند، و خاتَم را به معناى چيزى كه سبب پايان است و يا مُهرى كه در پايان مىزنند تفسير كردهاند.
در كتاب التحقيق كه بررسى جامعى است روى منابع مهم لغت، بعد از نقل اقوال بزرگان لغت عربى مىگويد: «تحقيق اين است كه اين ماده ريشه واحدى دارد و آن در مقابل آغاز است؛ يعنى كامل شدن چيزى و به آخر و انتها رسيدن.» [١]
مفسّران اسلام نيز از قديمترين آنها گرفته تا مفسّران معاصر همه از آيه فوق چيزى جز اين استفاده نكردهاند كه خاتم النبيّين به معناى آخرين پيامبران است.
مفسّر معروف محمد بن جرير طبرى، كه در قرن سوم مىزيسته، و تفسير او از قديمىترين تفاسير است در ذيل آيه فوق مىنويسد: «وَ خاتَمَ النَّبيّينَ الَّذى خَتَمَ النُّبُوَّةَ فَخَتَمَ عَلَيْها فَلا تُفتَحُ لِاحَدٍ بَعْدَهُ الى قِيامِ السَّاعَةِ»: «او خاتم پيامبران است، كسى كه خداوند نبوت را به او پايان داد و بر آن مهر نهاد و براى هيچ كس بعد از او تا قيامت گشوده نخواهد شد». [٢]
[١]. التحقيق، ماده ختم.
[٢]. تفسير طبرى، جلد ٢٢، صفحه ١٢.