پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - 7 او هرگز ايمان نمىآورد
كردهاند، و همان گونه كه گفتيم اين واژه معناى وسيعى دارد كه همه اينها و غير اينها را شامل مىشود و تعدّد مصداقهاى اين مفهوم، مانع از جامعيت مفهوم نيست و اين تفسيرهاى متعدّد، تضادى با هم ندارند.
به هر حال در اين سوره، سه پيشگويى مهم ديده مىشود:
نخست اينكه مىفرمايد: «ما خير كثير به تو عطا كرديم» اگر چه «اعْطَيْناكَ» به صورت فعل ماضى است؛ ولى ممكن است از قبيل مضارع قطعى باشد كه به شكل فعل ماضى بيان شده است.
اين خير كثير در حقيقت تمام پيروزىهايى را كه نصيب پيامبر صلى الله عليه و آله شد و به هنگام نزول اين سوره در مكه قابل پيش بينى نبود، شامل مىشود.
مخصوصاً با توجه به شأن نزولها، و با توجه به واژه «ابْتَر» كه دشمنان آن را بر پيامبر صلى الله عليه و آله اطلاق مىكردند، يك مصداق روشن اين خير فراوان همان فرزندان و نسل برومند او است كه همگى از تنها دخترش فاطمه زهرا عليها السلام در سرتاسر كره زمين گسترش يافتند و به گفته بعضى، امروز جهان را پر كردند و اين چيزى است كه در آن زمان قابل پيش بينى نبود.
جمعى از مفسران اهل سنّت نيز صريحاً به اين موضوع، اشاره كردهاند. از جمله: فخررازى، سوّمين قولى را كه در تفسير كوثر نقل مىكند، همان اولاد و فرزندان او است، مىگويد: «به اين دليل كه اين سوره در پاسخ كسانى نازل شد كه او را به نداشتن فرزند مذكّر، مذمّت مىكردند، پس مفهومش اين است خداوند نسلى به او عطا مىكند كه در طول قرون و اعصار، باقى مىماند، اين همه از اهل بيت عليهم السلام را كشتند ولى عالم از آنها پر است، در حالى كه از بنى اميّه كسى كه قابل