پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - آنها به خوبى او را مىشناختند
تنها آنان رستگارانند»: الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْامِّىَّ الَّذى يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِى التَّوْريةِ وَالْانجيلِ ... اوُلئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
گرچه در اين آيه با صراحت نام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله برده نشده؛ ولى اوصافى كه در آن ذكر گرديده آشكارا مىرساند كه منظور، آن حضرت است.
چگونه مىتوان پذيرفت كه قرآن با اين صراحت با يهود و نصارى سخن بگويد و خبر از وجود دلايل و نشانههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در كتب آنها بدهد، و اين مسأله با حقيقت مطابق نباشد و آنها سكوت كنند؛ به يقين اگر چنين نشانههايى در كتب آنها وجود نداشت، آن را دستاويز مهمّى بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله مىكردند و همه جا فرياد مىكشيدند و اگر چنين برخوردى وجود داشت در تاريخ براى ما نقل مىشد. بنابراين حداقل سكوت آنها دليل روشنى بر وجود اين قرائن و نشانهها در كتب آنها است. به علاوه به گفته فخر رازى اگر چنين چيزى واقعيت نداشت موجب نفرت يهود و نصارى از اسلام مىشد و شخص عاقل هرگز اقدام به چيزى كه موجب نفرت مردم (مخصوصاً در زمينه دعوت) بشود نمىكند. [١] و چنانكه بعداً خواهد آمد حتى در كتب تحريف يافته كنونى آنها بخشى از اين دلايل و نشانهها موجود است.
قابل توجه اينكه قرآن نمىگويد: «يَجِدونَ علائِمَهُ وَ دَلائِلَهُ»: «نشانهها و دلايل او را مىيابند» بلكه مىفرمايد: «يَجِدُونَهُ» يعنى خود پيامبر صلى الله عليه و آله را در تورات و انجيل مىيابند و اين تعبير- يعنى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله در كتب آنها- تأكيدى است با نهايت وضوح بر اين مطلب.
[١]. تفسير فخر رازى، جلد ١٥، صفحه ٢٣.