پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - 5 ماجراى حضرت داود عليه السلام و همسر اوريا
نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نيكو است.».
اين عين ترجمه آيات ٢١ تا ٢٥ سوره ص از قرآن مجيد در مورد داستان داوود و شاكيان است.
در اين بخش از تاريخ زندگى داوود عليه السلام هيچ مطلب خلافى به چشم نمىخورد جز اينكه او در قضاوت كمى عجله كرد و هنگامى كه يكى از آن دو برادر طرح دعوا كرد، بى آنكه توضيحات برادر دوم را بشنود اظهار داشت:
«برادرت بر تو ستم كرده و نمىبايست با اين همه مال و ثروت چشم به يك گوسفند تو بدوزد»، اگر چه اين حكم نهايى داوود عليه السلام نبود، ولى همين مقدار عجله در قضاوت شايسته مقام قضاوت عادلانه عموماً، و قضاوت داوود پيامبر عليه السلام خصوصاً نبوده و ظاهراً همين معنا بود كه سبب توبه و استغفار و سجده او شد و خداوند نيز به خاطر اين دقت در امر قضا، تقاضاى مغفرت و آمرزش از اين لغزش، مقام والايى به او داد.
شاهد اين تفسير براى آيات فوق، آيهاى است كه بلافاصله بعد از اين آيات آمده است، آنجا كه مىگويد: يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ: «اى داود! ما تو را خليفه (و نماينده خود) در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم به حق داورى كن، و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد؛ كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند!» [١]
اين آيه به وضوح نشان مىدهد كه تنها خلاف، يا به تعبير صحيحتر ترك
[١]. سوره ص، آيه ٢٦.