پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
تطبيق بر مقصود خود يافتهاند رفته و براى نفى خاتميت به آن متشبث شدهاند.
بخشى از آنها به قدرى با مسأله خاتميت بيگانه است كه ارزش طرح كردن ندارد، تنها دو قسمت را كه بيشتر روى آن تكيه مىكنند، و تا حدّى قابل طرح است در اينجا يادآور مىشويم:
١. مىگويند: آيه ٣٥ سوره اعراف نشان مىدهد كه امكان ظهور انبياى ديگرى در آينده منتفى نيست؛ زيرا مىفرمايد: يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنْ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ: «اى فرزندان آدم! اگر پيامبرانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند، (از آنها پيروى كنيد؛) كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنها است و نه اندوهگين مىشوند».
آنها مىگويند، اين آيه با توجه به جملههاى «يَأْتِيَنّكُمْ» و «يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ» كه فعل مضارع هستند، نشان مىدهد كه امكان دارد در آينده پيامبران ديگرى نيز مبعوث شوند، و در اين صورت پيروى از آنان لازم است.
اما با توجه به يك نكته، پاسخ اين سخن روشن است و آن اينكه: اگر به ما قبل اين آيات مراجعه كنيم و آيات ١١ تا ٣٤ اين سوره را مورد بررسى قرار دهيم مىبينيم كل اين مباحث درباره آفرينش آدم از خاك و سپس دستور دادن به فرشتگان براى سجده به آدم و سپس سكونت او در بهشت و رانده شدن او و همسرش از بهشت به خاطر ترك اولائى كه انجام دادند و آمدن آنها به روى زمين و دستورات خدا به عموم فرزندان آدم عليه السلام است.
به تعبير ديگر مخاطب در اين آيات مسلمانان نيستند؛ بلكه مجموعه جامعه