پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
از كتب فارسى را به عربى ترجمه نمود؛ كه از آن جمله كتاب كليله و دمنه است.
در مقدمهاى كه بر اين كتاب نوشته به وضوح اظهار اسلام مىكند؛ ولى مىگويند: گاه كلمات زنندهاى از او شنيده شده و به واسطه همانها سرانجام به دست سفيان بن معاويه مهلبى امير بصره كه ظاهراً اختلافهايى با او داشت كشته شد. مىگويند هنگامى كه سفيان مىخواست او را در تنور آتش بيفكند، به او گفت من تو را مىكشم و هيچ ايرادى بر من نيست؛ چون تو زنديقى و عقايد مردم را خراب كردهاى!
به هر حال اعتقادات او دقيقاً براى ما روشن نيست؛ ولى آنچه مسلم است اينكه او داعيه معارضه با قرآن نداشته است؛ اما بعضى مىگويند كه كتاب معروف الدُّرَّةُ اليتيمةُ را به اين منظور نوشته است.
خوشبختانه كتاب مزبور در دسترس ما است و چندين بار چاپ شده و كمترين اشارهاى در اين كتاب به مسأله معارضه با قرآن ديده نمىشود، و معلوم نيست چرا چنين نسبتى به او و كتابش دادهاند.
به هر حال هيچ سند تاريخى كه گواه بر معارضه او با قرآن باشد در دست نيست و كتاب مزبور هر چند اديبانه نوشته شده، امّا چيزى كه قابل معارضه با قرآن باشد در آن وجود ندارد.
٤. ابوالعلاء معرى نيز از كسانى به شمار مىرود كه چنين نسبتى به او داده شده است. او از نويسندگان و شعراى معروف قرن پنجم هجرى و فردى ملحد بود و سخنان زنندهاى از او نقل شده است. حتى وضع او قابل مقايسه با عبدالله بن مقفع نيست؛ ولى به هر حال سند تاريخى كه نشان دهد او در فكر معارضه، با