پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - 7 او هرگز ايمان نمىآورد
تعبير را همه آنها گفته باشند و جواب قرآن ناظر به همه آنها باشد.
به هر حال واژه «ابتر» در اصل، به معناى قطع عضوى از بدن حيوان است كه به قطع دُم، اطلاق مىشود، سپس در مورد انسانهايى كه بلاعقب هستند، ابتر اطلاق شده، و همچنين به كسانى كه نام نيك آنها قطع مىشود و يا نام آنها از خاطرهها محو مىگردد، و نيز خطبه بَتراء به خطبهاى گفته مىشود كه با نام خدا شروع نشود (يا نام خدا در آن نباشد).
در مقاييس نيز آمده است كه بتر به معناى قطع است، و «سَيْفٌ باتِرٌ» به معناى شمشير برنده مىباشد، و كسى كه عقب ندارد به او ابتر مىگويند، امّا «كَوْثَر» از ماده كثرت گرفته شده [١] و به همان معنا است و در اينجا معناى وسيع و گستردهاى دارد، و آن عبارت از خير كثير و بركت فراوان است، كه يكى از مصاديق بارز آن، فرزندان برومند و نسل ارزشمند و روشنترين مصداق آن فرزندى همچون بانوى اسلام «سَيّدَةُ نِساءِ الْعالَمينَ مِنَ الْأَوَّلينَ والْآخِرينَ» فاطمه زهرا عليها السلام است.
مفسران در معناى كوثر، احتمالات زيادى ذكر كردهاند تا آنجا كه فخررازى پانزده قول، و در تفسير روح المعانى از بعضى از مفسران، بيست و شش قول نقل كرده است كه مرحوم علامه طباطبائى در الميزان نيز به آن اشاره مىكند، و از جمله تفاسير مشهور آن همان حوض كوثر است كه تعلّق به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دارد و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت از آن سيراب مىشوند. [٢]
بعضى نيز آن را به مقام نبوت، يا قرآن، يا نهرى در بهشت، يا شفاعت تفسير
[١]. آلوسى در روح المعانى مىگويد: «كوثر صيغه مبالغه است و به معناى كثرت فزون از حد است.» جلد ٣٠، صفحه ٢٤٥، و در لسان العرب مىخوانيم: «كوثر: الكَثيرُ مِنْ كُلِّ شَىءٍ».
[٢]. مجمع البيان، جلد ١٠، صفحه ٥٤٩.