پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩ - خارق عادات ديگر
عنوان يك معجزه) از هم شكافته شد و روايات، دليل بر وقوع اين حادثه است و در كتاب صحاح خبر مشهورى كه جمعى از صحابه نقل كردهاند در اين زمينه ديده مىشود.» [١]
مرحوم طبرسى نيز در مجمع البيان حديث انشقاق قمر را از گروه عظيمى از صحابه پيامبر و گروهى از مفسران نقل مىكند و تنها مخالف در اين مسأله را سه نفر (عثمان بن عطاء، از پدرش و همچنين حسن و بلخى) مىشمرد و سپس مىگويد: «گفتار آنها صحيح و قابل قبول نيست زيرا مسلمانان اجماع و اتفاق بر اين مسأله دارند؛ بنابراين اعتنايى به قول مخالف نمىشود و مشهور بودن آن در ميان صحابه مانع از قول برخلاف مىشود.» [٢]
جمعى از مفسران ديگر نيز عباراتى شبيه آنچه از طبرسى و رازى نقل كرديم ذكر كردهاند.
علاوه بر اينها در خود اين آيات قرائن روشنى بر اين معنا وجود دارد از جمله:
١. جمله: وَانْشَقَّ الْقَمَرُ به صورت فعل ماضى ذكر شده است كه دليل بر وقوع چنين كارى است و اما اينكه فعل ماضى به معناى مضارع باشد گر چه در مواردى از قرآن مجيد آمده است؛ ولى چون يك استعمال مجازى است نياز به قرينه دارد و در اينجا قرينهاى در كار نيست.
٢. آيه دوم كه مىفرمايد: وَ انْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ بهترين گواه اين معنا است. زيرا مشاهده آيه و اعراض كردن از آن و نسبت سحر
______________________________
(١). فخررازى، جلد ٢٩، صفحه ٢٨.
(٢). مجمع البيان، جلد ٩ و ١٠، صفحه ١٨٦.