پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥ - 10 زن بدكار در حضور حضرت مسيح عليه السلام
را گفت: اين زن را مىبينى من در خانه تو در آمدم آب براى پاهاى من نياورى اما او پاهاى مرا با اشكها شسته، به موهاى سر خود خشك نمود، تو مرا نبوسيدى و او از وقت آمدنم از بوسيدن پاهاى من باز نايستاده است، و تو سر مرا به روغن چرب ننمودى او پاهاى مرا عطر ماليد، و به جهت اين به تو مىگويم كه گناهان بسيار او آمرزيده شد، زيرا كه بسيار دوست داشت، و آن كس كه اندك دوست دارد، براى او اندك آمرزيده شود، و آن زن را گفت كه گناهان تو آمرزيده شد.» [١]
حاصل اين داستان چنين است كه حضرت مسيح به خانه يكى از فريسيان كه طايفهاى از يهود بودند در مىآيد، صاحب خانه احترام زيادى براى او قائل نمىشود اما زن گناهكار و منحرفى در آن شهر بود كه از حضور او باخبر شد و به خانه يهودى در آمد. [٢]
در آن زمان معمول بود كه پاى مهمان را به احترم مىشستند، و گاه به موهاى او روغن مىماليدند- به خاطر اينكه غالباً پابرهنه راه مىرفتند و در سفرها چون وسيله پوشش دارى نداشتند موها و پوست بدنشان بر اثر وزش بادها خشك مىشد.
زن گنهكار به جاى آب با اشك چشم خود پاهاى مسيح عليه السلام را (طبق اين داستان ساختگى) شستشو داد و به جاى حوله با گيسوان بلندش پاى او را خشك كرد با لبهاى گرم خود پاهاى او را بوسه مىداد.
[١]. انجيل لوقا باب هفتم جملههاى ٣٧ تا ٤٨.
[٢]. اين زن احتمالًا همان مريم مجدليته زن زناكار و ثروتمندى است كه به گفته انجيل لوقا در باب بعد (باب هشتم) به دست مسيح عليه السلام توبه كرد و جزء ياران او شده بود.