پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - بشارت بر ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله در كتب پيشين
«... بعد از تجسّس بسيار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها خدمت كشيش والامقامى رسيدم، كه از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، فرقه كاتوليك از سلاطين و غيره در سؤالات دينى خود به او مراجعه مىكردند؛ من نزد او مدتى مذاهب مختلفه نصارى را فرا مىگرفتم، او شاگردان فراوانى داشت ولى در ميان همه به من علاقه خاصى داشت كليدهاى منزل ... همه در دست من بود فقط كليد يكى از صندوقخانهها را پيش خود نگاه داشته بود ...
در اين بين روزى كشيش مزبور را عارضهاى رخ داد به من گفت:" به شاگردها بگو حال تدريس ندارم" وقتى نزد شاگردان آمدم ديدم مشغول بحثند و در معناى لفظ فارقليطا در سريانى و پريكلتوس به زبان يونانى ... جدال آنها به طول انجاميد و هر كسى رأيى داشت ...
پس از بازگشت استاد پرسيد:" امروز چه مباحثه كرديد؟!" من اختلاف آنها را در لفظ فارقليطا از براى او تقرير كرديم ... گفت:" تو كداميك از اقوال را انتخاب كردهاى"؟
گفتم:" مختار فلان مفسر را اختيار كردهام".
كشيش گفت:" تقصير نكردهاى ولكن حق و واقع خلاف همه اين اقوال است، زيرا حقيقت اين را نمىدانند مگر راسخان فى العلم، از آنها هم تعداد كمى با آن حقيقت آشنا هستند". من اصرار كردم كه معناى آن را برايم بگوئيد. وى سخت گريست و گفت:" هيچ چيز را از تو مضايقه نمىكنم ... در فرا گرفتن معناى اسم، اثر بزرگى است ولى به مجرد انتشار، من و تو را خواهند كشت! چنانچه عهد كنى به كسى نگويى اين معنا را اظهار مىكنم" ... من به تمام مقدسات قسم خوردم كه