پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢ - بشارت بر ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله در كتب پيشين
معناى احمد و در فارسى به معناى بسيار ستوده است) آمده، نه به صورت پَرَكليت (پاراكليت) كه به معناى تسلى دهنده است [١]؛ ولى بعداً متأسفانه در متون اناجيل تعبير اول كنار رفت و تعبير دوم به جاى آن نشست.
او نيز مىافزايد: «قدماى نصارى از لفظ پِرِكليت اسم خاص شخص، فهميده بودند. چون در ترجمههاى سريانى عين لفظ را آورده يعنى فارقليط؛ و در ترجمه عبرانى كه نزد من موجود است و شخصاً مشاهده كردم فَرقَليط آورده زيرا آن را اسم انسانى (معين) مىدانستند و ترجمه عبرانى و سريانى نزد مسيحيان كمال اهميت و اعتبار را دارد.» [٢]
در واقع اين واژه مانند واژه محمد و على و حسن و حسين عليهم السلام و امثال آنهاست كه هرگز در ترجمه عبارات، ترجمه نمىشود؛ مثلًا به جاى جمله: «جاءَ عَلِى» هيچ كس نمىگويد: بلند مرتبه آمد، بلكه مىگويند: على آمد. اما متأسفانه علماى مسيحى در زمانهاى بعد براى محو كردن اين نشانه نبوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اولًا پِرِكليت را به پاراكليت تبديل كردند، و ثانياً آن را از صورت اسم خاص بيرون آورده، به صورت معنى وصفى درآوردهاند و به جاى آن تسلى دهنده گفتهاند. (دقت كنيد)
از اين سخن بر مىآيد كه واژه اصلى اگر پريقليتوس باشد به معناى بسيار ستوده است، و اشتباه آن با پراقليتوس به معناى تسلى دهنده بعيد نيست؛ البته احتمال تعمّد در اين تفسير نادرست نيز زياد است.
مرحوم علامه شعرانى در كتاب خود نثر طوبى، مىگويد: «در يك كتاب لغت
[١]. كتاب چراغ، صفحه ١.
[٢]. همان مدرك، صفحه ٦.