پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - 3 قرآن و حركت زمين
ندارد. به علاوه اتقان آفرينش و حاكميت نظم و حساب در آن، اشاره به وضع كنونى آنها است نه زمانى كه در آستانه قيامت نظام جهان در هم مىريزد تا بر ويرانه آن نظام نوينى بر پا شود.
از اين گذشته آگاهى خداوند نسبت به اعمالى كه ما انجام مىدهيم مربوط به اعمال ما در اين دنيا است، و گرنه قيامت روز حساب است نه روز عمل، با اين قرائن سه گانه به خوبى معلوم مىشود كه اين آيه به هيچ وجه قابل تطبيق بر حركت كوهها در پايان جهان و آستانه قيامت نيست. منتها جمعى از مفسران چون نتوانستهاند به عمق مفهوم آيه راه يابند چارهاى جز قبول خلاف ظاهر در آيه و تفسير آن به مسأله قيامت نديدهاند.
اين مسأله نيز روشن است كه كوهها حركتى جداى از زمين ندارند و همه يك واحد به هم پيوستهاند؛ اگر كوهها حركت مىكنند مفهومش اين است كه كره زمين در حركت است.
منتها اين سؤال پيش مىآيد كه چرا انگشت روى كوهها گذاشته است و نگفته زمين را مىبينى و گمان مىكنى كه ساكن است در حالى كه به سرعت حركت مىكند؟
پاسخ اين سؤال روشن است؛ چون كوهها عظيمترين موجودات روى زمين مىباشند و مظهر صلابت و استحكام و پابرجايى هستند- حتّى به عنوان ضرب المثل مىگوييم فلانكس مانند كوه استوار و پابرجا است؛ لذا حركت كوهها با آن عظمت و صلابت و پابرجايى مىتواند نشانهاى از قدرت بى پايان حق باشد؛ ولى مسلم است كه حركت كوهها چيزى جز حركت زمين نيست.