پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
نيز دعوى نبوت و نزول وحى داشت، و گروهى از او متابعت كردند، او نيز الفاظ مسجعى مانند مسيلمه به هم مىبافت.
مىگويند پيروان اين دو كه در نزديكى هم زندگى مىكردند، آماده جنگ با يكديگر شدند؛ ولى مسيلمه از در حيله و مكر وارد شد، وبا سجاح خلوت كرد، و گفت: «آيا مايلى كه با تو ازدواج كنم و طايفه تو و طايفه من، دست به دست هم دهند و عرب را بخوريم!» او رضايت داد و سه روز نزد او ماند و هنگامى كه بازگشت، طايفهاش به او گفتند: «در اين ازدواج مهريه چه بود؟» او نزد مسيلمه آمد و مطالبه مهر كرد؛ مسيلمه كسى را مأمور كرد كه در بين آن دو طايفه فرياد زند و بگويد مهر سجاح، بخشيدن و حذف نمازهاى صبح و شام است كه در آيين محمد صلى الله عليه و آله آمده است.
هنگامى كه مسيلمه (در جنگ يمامه بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به دست وحشى، قاتل معروف حمزه عليه السلام) كشته شد اين زن اظهار اسلام نمود [١] و اين دو چنان به دروغگويى معروف شدند كه شاعرى در حق آنها مىگويد:
|
والَتْ سَجاح وَ والاها مُسَيْلَمَةٌ |
كَذابَةٌ مِنْ بَنىِ الدُّنْيا وَ كَذَّابٌ |