پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
(دشمن) ظاهر شدند،- كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است».
ببين تفاوت ره از كجا تا كجا است!
در عبارت ديگرى از او نقل مىكنند كه اين گونه آيات را بر خود نازل كرده است!: «يا ضِفْدِعُ بِنْتَ ضِفْدِ عَيْنِ، نقّى ما تَنَقّينَ اعْلاكَ فِى الماءِ وَ اسفَلكَ فِى الطّينِ لا الماءَ تُكَدِّرينَ وَ لا الشَّارِبَ تَمنَعينَ»: «اى قوباغه ماده، اى دختر قورباغه! آنچه مىخواهى صدا كن! نيمى از بالاى بدنت در آب و نيم پايين آن در گِل است! نه آب را گِل آلود مىكنى، و نه كسى را از نوشيدن آب جلوگيرى مىنمايى». [١]
ساير سخنان و به اصطلاح آيات ديگرى كه از او نقل شده نيز همين گونه است؛ بلكه بعضى بدتر و بعضى حتى ركيك است كه صرف نظر كردن از ذكر آنها اولى است.
از عباراتى كه از وى نقل شده به خوبى استفاده مىشود كه او تنها به سجع عبارات اهميت مىداد، و مسجع بودن را كافى مىدانست؛ درست همانند اشعارى كه در زمان ما براى كودكان مىسازند كه مطالب بى ارزش و مبتذل و گاه بى معنا و نامربوط را در الفاظ شعرى مىريزند و تنها به قافيه آن اكتفا مىكنند.
مورّخان نوشتهاند كه در عصر او زنى به نام سجاح (بر وزن تباه) بود كه در دروغ گفتن، ضرب المثل شمرده مىشد و عرب مىگفت: «فُلانٌ اكْذَبُ مِنْ سَجاح»: «فلان كس از سجاح هم دروغگوتر است». او كه از طايفه بنى تميم بود
[١]. سفينة البحار، جلد اول، ماده سلم و تاريخ ابن اثير، جلد ٢، صفحه ٣٦١ و اعجاز القرآن رافعى (ترجمه) صفحه ١٢٨.