پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - 3- داستان ابن ابى العوجاء و دوستانش
و قرارداد عدم تكرار چنين كارى را مطرح كردند، و به خانههاى خود رفتند؛ اتفاقاً شب سوم نيز همين مسأله دقيقاً تكرار شد، و صبح هنگامى كه يكديگررا بار ديگر ملاقات كردند، بعضى گفتند: «ما از اينجا تكان نمىخوريم تا عهد و پيمان ببنديم و براى هميشه اين كار را ترك كنيم»، سرانجام پيمان بستند و متفرق شدند. [١]
آرى جاذبه قران آنقدر زياد بود كه حتى دشمنان سر سخت در مقابل آن زانو مىزدند؛ و اگر پردههاى تعصب و لجاجت و علاقه به حفظ منافع شخصى، كنار مىرفت يقيناً ايمان مىآوردند.
٣- داستان ابن ابى العوجاء و دوستانش
مرحوم طبرسى در احتجاج از هشام بن حكم، دانشمند معروفى كه از شاگردان امام صادق عليه السلام بود مىگويد كه: ابن ابى العوجاء، و ابوشاكر ديصانى، و عبدالملك بصرى، و ابن مقفع- كه همگى از ملاحده و افراد بى ايمان بودند- كنار خانه كعبه جمع شده و اعمال حاجيان را به باد مسخره مىگرفتند و بر قرآن طعنه مىزدند.
ابن ابى العوجاء گفت: بياييد هر كدام از ما يك چهارم قرآن را نقض كنيم (و چيزى همانند آن بياوريم) و ميعاد ما سال آينده در همين جا خواهد بود در حالى
[١]. سيره ابن هشام، جلد ١، صفحه ٣٣٧.