پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - دلايل صدق ادعاى پيامبر اسلام (اعجاز قرآن)
خصوص اينكه در ميان عرب جاهلى، فصحاء و بلغاء فراوان بودند.
ضمناً از اين آيه و آيات قبل به خوبى استفاده مىشود كه بهترين طريق براى وصول به اهداف مهم، استفاده از افكار گروهى است، اين سخن را قرآن در زمانى مىگويد كه مسأله برگزارى سمينارها و كنگرهها براى وصول به حقايق مسائل هرگز مطرح نبود، و حتى تلاشهاى دانشمندان جنبه فردى و شخصى داشت.
در پنجمين آيه همين معنا را به صورت ديگرى ذكر مىكند و مىفرمايد: «يا مى گويند:" قرآن را به خدا افترا بسته؟! چنين نيست، بلكه آنان ايمان ندارند (و اينها بهانه است).- اگر راست مى گويند سخنى همانند آن بياورند!"»: أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ* فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ. [١]
«تقوَّلَ» از «تَقَوُّلْ» به گفته مرحوم طبرسى در مجمع البيان به معناى سخنى است كه با زحمت و تكلف ساخته مىشود و معمولًا در كذب و دروغ به كار مىرود؛ چرا كه واقعيتى ندارد و محتاج به تكلّف است. [٢] تعبير «بحديث مثله» (سخنى همانند آن) مىتواند اشاره به تمام يا چند سوره يا يك سوره از قرآن، و يا حتى كمتر از آن باشد؛ چرا كه «حديث» به همه اينها اطلاق مىشود. راغب در مفردات مىگويد: «هر سخنى كه به انسان از طريق گوش يا وحى در بيدارى يا خواب منتقل شود، به آن حديث گفته مىشود».
[١]. سوره طور، آيه ٣٣ و ٣٤.
[٢]. مجمع البيان، جلد ٩، صفحه ١٦٨.