پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - دلايل صدق ادعاى پيامبر اسلام (اعجاز قرآن)
قرآن را بطور اجمال تثبيت كرده است.
قرآن در نخستين آيه (در مورد بحث) مىفرمايد: « (در برابر بهانه جويان لجوج) بگو:" اگر همه انسانها و پريان اجتماع كنند كه همانند اين قرآن را بياورند نخواهند آورد و هر چند يكديگر را در اين كار پشتيبانى كنند»: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
اين آيه كه از يكسو دعوت عامى از همه انسانها كرده و از سوى ديگر با توجه به جاودانگى دعوت قرآن انسانهايى را كه در عصر ما و اعصار ديگر زندگى مىكنند را شامل مىشود و از سوى سوم با تعبير به «اجْتَمَعَتِ» و جمله «بعضهم لبعض ظهيراً» آنها را دعوت به همكارى و همفكرى و تعاون در مقابله به مثل مىكند و از سوى چهارم با انواع تحريكات و به اصطلاح بر سر غيرت آوردن طرف، در اين معارضه همراه است، كه قوىترين شكل تحدّى را ترسيم مىكند؛ و هنگامى كه با قاطعيت مىگويد: «لا يَأْتُونَ بِمِثْلِه» (هرگز همانند آن را نمىآورند) ارتباط و پيوند آن را با ماوراى جهان انسانيت روشن مىسازد.
با اينكه اين فرياد رسا جنبه عمومى داشته و انگيزه دشمنان اسلام در عصر نبوت و در هر عصر و زمان ديگر براى مبارزه و كوبيدن آن قوى بوده، مسلماً اگر قدرت بر چنين كارى داشتند هرگز از آن چشم نمىپوشيدند و اينكه تاريخ اسلام و جهان نشان نمىدهد شخص يا جماعتى اقدام به اين كار كرده باشند دليل عجز و ضعف و ناتوانى آنها و در نتيجه حقانيت قرآن است.
ضمناً از اين آيه استفاده مىشود كه صرف اجتماع مراد نيست؛ بلكه ظهير