پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - داستان يوم الدّار
حالى كه خودشان ذكر خداوند رحمان را انكار مى كنند.» [١]
اين نوع مواجهه منحصر به مخالفان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نبود، قرآن با صراحت مىگويد: «هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمى آمد مگر اين كه او را مسخره مى كردند.» وَمَا يَأْتِيهِمْ مِّنْ رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ. [٢]
ولى هنگامى كه استهزاء و سخريه اثر نكرد، و اسلام همچنان به پيشرفت خود ادامه داد و متوقّف نشد، در مرحله دوم تصميم گرفتند كه فكر كردند پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را با برچسبهاى همچون ديوانگى و جنون و يا ساحر و شاعر بودن و كسى كه مطالب خود را از اين و آن، يا افسانههاى پيشينيان گرفته از ميدان بيرون كنند.
گاه مىگفتند: يَا أَيُّهَا الَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ: «اى كسى كه ذكر (قرآن) بر تو نازل شده، تو به يقين ديوانه اى!»، [٣] و گاه به يكديگر مىگفتند: أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ: «آيا ما خدايان (بتهاى) خود را به خاطر شاعر ديوانهاى رها كنيم»، [٤]
و گاه مىگفتند: هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ: «اين سحر است، و ما نسبت به
[١]. نظير همين مطلب در آيه ٤١ سوره فرقان نيز آمده است: (وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا).
[٢]. سوره حجر، آيه ١١.
[٣]. سوره حجر، آيه ٦.
[٤]. سوره صافات، آيه ٣٦.