پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢ - پاسخ به چند سؤال
منقطع شده است؛ نه رسولى بعد از من خواهد آمد و نه نبى» [١]
اين حديث مخصوصاً از اين نظر قابل توجه است كه راه را بر بهانه جويان كه مىگويند: او خاتم انبياء است نه خاتم رسولان مىبندد.
٧. اين روايات را با حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم. در كتاب اسْدُ الْغابَة آمده است كه عباس بن عبدالمطلب، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله از آن حضرت اجازه مىخواست كه از مكه به مدينه هجرت كند و به او بپيوندد و طبق بعضى از روايات، عباس از مؤمنانى بود كه ايمان خود را مكتوم مىداشت وبه اذن پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه مانده بود و اخبار مشركان را براى حضرت مىنوشت و مسلمانان مكه به او دلگرم بودند و هنگامى كه كار اسلام بالاگرفت، عباس اجازه هجرت از پيامبر صلى الله عليه و آله خواست ولى پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: در اين كار عجله نكن، و متن روايت چنين است: «يا عَمُّ اقِمْ مَكانَكَ الَّذى انْتَ بَهِ فَانَّ اللَّهَ تَعالى يَخْتِمُ بِكَ الْهِجْرَةَ كَما خَتَمَ بِىَ النُّبُوَّةَ»: «اى عمو! (شتاب مكن و) در جايى كه هستى باش زيرا خداوند هجرت را با تو ختم مىكند آن گونه كه نبوت را با من پايان داده است».
سپس قبل از فتح مكه به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه آمد و هجرت كرد، و همراه او در فتح مكه بود و با فتح مكه هجرت پايان يافت (زيرا بعد از فتح مكه آن شهر بلد اسلام بود، نه بلد كفر كه از آنجا به مدينه هجرت كنند). [٢]
بنابراين آخرين كسى كه از مكه به مدينه هجرت كرد، عباس بود، و بعد از او مكه فتح شد و هجرت پايان يافت. بعضى نوشتهاند كه: عباس در راه هجرت به مدينه
[١]. سنن ترمذى، جلد ٣، صفحه ٣٦٤.
[٢]. اسدالغابه، جلد ٣، صفحه ١١٠.