پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - پاسخ به چند سؤال
علامه طباطبائى بعد از ذكر اين حديث مىافزايد: «همين معنا را غير از بخارى و مسلم، مانند: ترمذى، نسائى، احمد و ابن مردويه از غير جابر نيز نقل كردهاند». [١]
٢. در نهج البلاغه نيز در خطبههاى متعددى به مسئله خاتميت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تصريح شده است، در خطبه ١٧٣ مىخوانيم: «امينُ وَحْيِهِ وَ خاتَمُ رُسُلِه»: «محمد صلى الله عليه و آله امين وحى خدا و خاتم رسولان او بود».
در خطبه ١٣٣ مىخوانيم: «خَتَمَ بِهِ الْوَحْىَ»: «خداوند وحى را به وسيله او پايان داد» و در خطبه ٧٢، على عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله درود مىفرستد و بعد او را چنين توصيف مىكند: «الْخْاتِمُ لِما سَبَقَ والْفاتِحُ لِمَا انْغَلَقَ»: «آن كس كه ختم پيامبران پيشين و گشاينده امور بسته بود.»
در خطبه ٨٧، مردم را مخاطب ساخته مىفرمايد: «ايُّهَا النَّاسُ خُذُوها عَنْ خاتَمِ النَّبِييّن ...»: «اى مردم! اين حقيقت را از خاتم پيامبران بياموزيد ...» و در خطبه اول نهج البلاغه مىفرمايد: «بَعَثَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله لِانْجازِ عِدَتِه وَ اتْمامِ نُبُوَّتِهِ»: «خداوند سبحان محمد صلى الله عليه و آله را براى وفاى به عهد خود و اتمام و اكمال نبوتش مبعوث ساخت».
قابل توجه اينكه با بررسى گستردهاى كه روى ١١٠ مجلد بحار الانوار به عمل آمد، معلوم شد كه كلمه: «خاتَمُ النَّبِيّينَ» و «خاتَمُالرُّسُلِ» و «خاتَمُالْانْبِياءِ» در بيش از سيصد مورد از كتاب بحار از جلد دوم تا جلد ١١٠ آمده است كه قسمت عمده آن روايات ائمه معصومين و تعداد كمى در تفسيرهاى علّامه مجلسى و مانند آن است؛ و اين به خوبى مىرساند كه تا چه اندازه ختم نبوت به وسيله
[١]. تفسير الميزان، جلد ١٦، صفحه ٣٢٧، ذيل آيات مورد بحث.