پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - خارق عادات ديگر
تعبير به «رَاوْا آيةً» به خوبى نشان مىدهد كه آنها معجزه يا معجزاتى را از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مشاهده كردند و به جاى اينكه به او ايمان بياورند دو عكس العمل بسيار منفى نشان دادند؛ نخست اينكه: به استهزاء و سخريه پرداختند و ديگر اينكه از آن به عنوان سحر آشكارى ياد كردند.
مسلم است كه آيات قرآن شنيدنى است، نه ديدنى. بنابراين واژه آيه در اينجا نمىتواند ناظر به آيات قرآن باشد. اضافه بر اين، تعبير به سحر آشكار نيز كاملًا با معجزات و خارق عادات تناسب دارد و اصولًا اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را ساحر خواندند و بطور گسترده روى اين مسأله تبليغ كردند نشان مىدهد كه خارق عادات و معجزاتى از او ديده بودند.
از همه اينها گذشته چگونه ممكن است پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در كتاب آسمانى خود اين معجزات حسّى را از پيامبران ديگر- مانند: مسأله يد بيضاء و عصاى موسى عليه السلام و معجزات نه گانهاى كه از او صادر شد (سوره نمل- آيه ١٢) و يا معجزات متعددى كه از حضرت مسيح عليه السلام مانند: احياى مردگان و شفاى كور مادرزاد و بيماران غير قابل علاج و مانند آن و همچنين معجزات ابراهيم و صالح و يوسف و سليمان و داوود عليهم السلام كه همگى در قرآن آمده است- نقل كند و خودش هيچ گونه معجزه حسّى نياورد؟!
چگونه مىتواند مردم را قانع كند كه همه انبياء عليهم السلام معجزات حسى داشتند و من ندارم و در عين حال نبوت من برترين نبوتها و آيين من بهترين آيينها است؟!
همه اين قرائن به ضميمه آيه فوق نشان مىدهد كه آن حضرت داراى