پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - 9 مسيح عليه السلام و دعوى الوهيت
بدانيد و باور كنيد كه پدر در من است و من در وى» [١]
از اين عبارات چند نكته روشن مىشود:
١. يهوديان عيسى را متهم مىكردند كه او ادعاى خدايى كرده است و حكم به تكفير او و سنگسار نمودنش دادند.
٢. مسيح به هنگام دفاع از خود، گاه مىگويد: من گفتهام پسر خدا هستم، و خدا پدرم من است، و گاه مىگويد: من كارهاى خدايى انجام مىدهم، اگر انجام ندادم سخن مرا باور نكنيد، و اگر انجام دادم باور كنيد كه خدا در من است و من در خدا.
تعبير به پسر و پدر و انجام كارهاى خدايى و حلول انسان در خدا و خدا در انسان، تعبيراتى كفرآميز است كه با هيچ يك از معيارهاى منطقى سازگار نيست، و اصولًا دليلى ندارد كه يك پيامبر، حتى به عنوان مجازى اين گونه تعبيرات را در مورد خود و خداوند بيان كند و بى خبرانى را به اشتباه بيندازد و به دست دشمنان بهانه دهد كه بخواهند او را سنگسار كنند.
اين در حالى است كه قرآن- در آياتى كه در بالا خوانديم،- با صراحت مىگويد: مسيح هيچگونه ادعايى جز بندگى خداوند و نبوت و رسالت از سوى او نداشت، و در مقام عبوديت و تسليم در برابر فرمان خدا نيز بسيار خاضع بود، در آيات ديگر نيز مىگويد: آنچه از معجزات انجام مىداد همگى به اذن و فرمان خدا بود، در سوره مائده آيه ١١٠ مىخوانيم: إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِءُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ
[١]. انجيل يوحنا، باب ١٠، جملههاى ٣١ و ٣٨.