پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - 4 گوساله پرستى بنى اسرائيل
نمىدانيم كه وى را چه شد؛ و من به ايشان گفتم هر كس كه طلا دارد آن را بيرون نمايد پس به من دادند و آنرا به آتش جهنم و اين گوساله بيرون آمد! ..."
موسى به خداوند باز رفته گفت:" كه آوخ اين قوم مرتكب گناه عظيم گرديده، چونكه به جهت خودشان خدايان زرّين ساختند پس حال اگر گناه ايشان را رفع نمايى (كه خوب) و الا تمنا اينكه مرا از كتابى كه مكتوب ساختى (مقام نبوت) محو نمايى!"
خداوند به موسى گفت:" هر كس كه به من گناه ورزيده است او را از كتاب خود محو مىسازم پس حال روانه شده اين قوم را به جايى كه به تو گفته بودم هدايت نما" [١]
از عبارات فوق كه عيناً از كتاب عهد قديم نقل شده چند موضوع استفاده مىشود:
١. دستور بت سازى و بت پرستى به وسيله هارون صادر گرديد، و هم به كمك او اجرا شد، و او نه تنها جلوگيرى از اين عمل ننمود بلكه خود مروج و بنيانگذار آن بود، و در اين قسمت سخنى از سامرى مطلقاً در ميان نيامده. آيا اين عمل از كسى كه جانشين موسى و وزير و همكار و همگام و رئيس كاهنان بنى اسرائيل (طبق گواهى تورات) بود امكانپذير است؟ چگونه منطق و عقل قبول مىكند كه چنين نسبت ناروا و شرم آورى را به هارون بدهيم؟ [٢]
٢. خداوند از اين جريان چنان غضبناك شد كه مىخواست قوم موسى را
[١]. نقل از تورات، مترجم و چاپ انگلستان به سال ١٨٧٨ صفحات ١٠٤ و ١٠٥ (سفر خروج باب ٢٣)
[٢]. نويسنده كتاب قاموس مقدس (مسترهاكس آمريكايى) توجيه مضحكى براى اين داستان كرده و مىگويد: «هارون اين عمل را براى اسكات قوم كرد!» اين سخن علاوه بر اينكه مصداق روشن عذر بدتر از گناه است با ساختن مذبح و دستور قربانى و تعيين عيد ابداً سازگار نيست.