پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - 4 گوساله پرستى بنى اسرائيل
است؛ پس، از من پيروى كنيد، و فرمانم را اطاعت نماييد"؛- ولى آنها گفتند:" ما همچنان گِردِ آن مى مانيم (و آن را پرستش مى كنيم) تا موسى به سوى ما بازگردد.- (هنگامى كه موسى بازگشت)، گفت:" اى هارون! هنگامى كه ديدى آنها گمراه شدند، چه چيز مانع بود- كه از من پيروى كنى؟! آيا فرمان مرا عصيان نمودى؟!"- (هارون) گفت:" اى فرزند مادرم! (اى برادر!) ريش و سر مرا مگير! زيرا من ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى، و سفارش مرا مراعات نكردى."- (موسى رو به سامرى كرد و) گفت:" تو چرا اين كار را كردى اى سامرى؟!"- گفت:" من چيزى ديدم كه آنها آن را نديدند؛ من قسمتى از آثار (و ردّ پاى) فرستاده (خدا، جبرئيل) را گرفتم، سپس آن را (در درون گوساله) افكندم، و اين كارى بود كه (هواى) نفس من در نظرم جلوه داد"».
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه بنى اسرائيل در غياب موسى عليه السلام با وسوسه مرد گمراهى به نام سامرى كه گويا سابقه زرگرى، داشت از زينت آلات خود گوساله طلايى را ساخت و هارون در مقام مبارزه بر آمد، تا آنجا كه قرآن مىگويد هارون در مقام عذر خواهى به موسى عليه السلام گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِى: «اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند؛ و نزديك بود مرا بكشند» [١].
[١]. سوره اعراف، آيه ١٥.