پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - هجرت به حبشه
داريد"». همچنين وقتى اسود فقراء مسلمانان را مىديد به عنوان استهزاء مىگفت: «هؤُلاءِ مُلُوكُ الارضِ»: «اينها سلاطين روى زميناند» و عاص بن وائل مىگفت: «انَّ مُحمّداً ابْتَرُ لا يَعيشُ لَهُ وَ لَدٌ ذَكَرٌ ...»: «محمد ابتر (بريده نسل) است؛ زيرا فرزند پسر ندارد». [١]
هجرت به حبشه
فشار آن قدر زياد شد كه ايجاب مىكرد آن حضرت فكرى به حال اين مسلمانان مستضعف و بى پناه كند؛ پس پيامبر براى نجات مسلمانان از فشار مشركان، آنها را آماده ساخت تا به سرزمين حبشه هجرت كنند.
در سال پنجم بعثت يعنى دو سال پس از دعوت آشكار، در ماه رجب عدهاى از آنها را به سوى حبشه حركت داد. [٢] با اين هجرت اسلام حركت تازه و رشد جديدى كرده و اين بدان جهت بود كه قريش تصميم گرفت مهاجران را از حبشه باز گرداند و فشار خود را ادامه دهد.
آنها با بردن هديههاى گرانبها و قيمتى اين مطلب را با نجاشى پادشاه حبشه در ميان گذاشتند، با اينكه با هداياى خود همه اطرافيان نجاشى را هماهنگ ساخته بودند، نجاشى گفت: «من تا سخن آنان را نشنوم كسانى كه به من پناهنده شدهاند را تحويل نخواهم داد»، و مسلمانان را احضار كرد و از آنان راجع به پناهندگيشان سؤال نمود.
[١]. كامل، جلد ١، صفحه ٤٩٣، و طبرى، جلد ٢، صفحه ٧٠.
[٢]. سيره ابن هشام، جزء ١، صفحه ٣٤٤، و كامل، جلد ١، صفحه ٤٩٨.