پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - شاخههاى اعجاز قرآن
منشأ آن آشكار نباشد، براى آن انتخاب كنند.
اگر چه آنها با اين نسبت مىخواستند پرده روى يك حقيقت آشكار بشكند و اعجاز الهى را انكار كنند؛ ولى با اين سخن خود، ناآگاهانه به عظمت قرآن اعتراف مىكردند كه جاذبه سحر آسايى دارد!
٣. مطالعه در آثار نويسندگان و اديبان، نشان مىدهد كه آنها معمولًا به دو گروه متمايز تقسيم مىشوند: بيشتر آنان به زيبايى الفاظ اهمّيّت مىدهند، و حتّى گاهى معانى را فداى لفظ مىكنند، و به عكس گروهى اهمّيّت زيادى به الفاظ نمىدهند و تمام قدرت و نبوغ خود را براى عمق معانى به كار مىگيرند.
به همين دليل نويسندگان تاريخ ادبيات ما، آثار شعراى بزرگ را (از يك نظر) به دو سبك مختلف تقسيم كردهاند، سبك عراقى و سبك هندى.
شعراى بزرگى كه به سبك اوّل شعر گفتهاند، ذوق و استعداد خود را بيشتر در زيبايى الفاظ به كار بردهاند، در حالىكه طرفداران سبك دوم غالباً به دقايق معانى و ظرافتهاى مخصوص آن توجّه كردهاند.
انكار نمىتوان كرد كه معدود كسانى بودند كه به هر دو جنبه اهمّيّت مىدادند و آثار دلنشينى از خود به جاى مىگذاردند؛ ولى در اينكه آنها نيز در كار خود تا چه حد موفق بودند، سخن بسيار است.
دليل آن هم روشن است، زيرا الفاظ زيبا و آهنگ دار و جالب، هميشه بر قامت معناى مورد نظر راست نمىيابد، و تمام ريزه كارىهاى آن را منعكس نمىسازد؛ لذا غالباً شاعر و گوينده و خطيب، بر سر دوراهى زيبايى لفظ و زيبايى معنا قرار مىگيرد، و ناچار است بالاخره يكى از اين دو را بر گزيند؛ و لذا در