پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - شاخههاى اعجاز قرآن
وسيله شكوفاتر و كاملتر و منظمتر مىشود؛ درست همانند ذوق شعر يا استعداد خوشنويسى كه به وسيله استاد و از طريق آموزش تكامل مىيابد.
به هر حال بعضى معتقدند كه اعجاز قرآن و دعوت به معارضه كه در آيات مختلف آمده است عمدتاً ناظر به همين معنا است، و امور زير را مىتوان گواه بر آن گرفت:
١. امتياز عرب و هنرنمايى او در آن عصر و زمان تنها در قسمت فصاحت و بلاغت بوده است، تا آنجا كه اشعار جاهلى در اوج فصاحت قرار داشت و هر سال در اجتماع اقتصادى كه در بازار عكاظ در نزديكى طائف تشكيل مىشد، يكى از مهمترين برنامههاى آنها، خواندن زيباترين اشعار سروده آن سال بود و هنگامى كه از ميان آنها بهترين را انتخاب مىكردند، آن را به عنوان يك اثر برجسته ادبى در كنار خانه كعبه آويزان مىكردند وبا گذشت سالها، هفت قطعه معروف كه به نام معلقات سبع شهرت يافت، گردآورى شد.
بنابراين اگر قرآن مىخواهد، آنها را تحدّى و دعوت به معارضه كند بايد در اين جنبه باشد.
٢. تعبيرى كه مشركان عرب از قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند، كه قرآن را سحر و پيامبر را ساحر مىناميدند نيز ممكن است اشاره به جذبه فوق العاده قرآن باشد كه مسلماً جنبههاى زيبايى كلام و فصاحت را شامل مىشود.
٣. در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام كه در مورد تناسب معجزات پيامبران با علوم و هنرهاى پيشرفته عصر خود وارد شده است مىخوانيم:
«هنگامى كه خداوند موسى عليه السلام را مبعوث كرد، سحر و ساحرى بر اهل آن