پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
كرد و جمعى از بنى كلب از او پيروى كردند؛ امير حِمْص او را به زندان انداخت و ياران او متفرق شدند و از اين كار توبه نمود و آزاد شد و بعداً به كلّى منكر اين امر گرديد؛ او مدتى نزد سيف الدوله، مقرّب بود و هرگاه در مجلس او نامى از دعوى نبوت مىآمد انكار مىكرد، و سرانجام در سال ٣٥٤ به دست فاتك بن ابى جهل به سبب اختلافى كه با اطرافيان عضد الدوله ديلمى پيدا كرد، كشته شد. [١]
٦. يكى ديگر از كسانى كه به فكر معارضه قرآن بود، احمد بن يحيى معروف به ابن راوندى است كه از متكلمان معتزله و ملازم با ملحدان و مخالفان اسلام بود. چون او را ملامت مىكردند، مىگفت: «مىخواهم عقايد آنها را به دست آورم»، سپس تظاهربه الحاد كرد و با مردم منازعه مىنمود. در تاريخ آمده است كه: پدر او يهودى بود و بعداً اسلام آورد، لذا بعضى از يهود به بعضى از مسلمين مىگفتند: ابن راوندى كتاب شما را تباه مىكند آن گونه كه پدرش كتاب يهود را تباه كرد و همچنين نوشتهاند كه او بر مذهبى استقرار پيدا نمىكرد و براى يهود كتابى در ردّ اسلام به نام البصيره در برابر چهارصد درهم نوشت؛ و پس از اتمام آن در مقام ردش بر آمد امّا يكصد درهم گرفت و از آن خوددارى كرد.
مىگويند: او در مقام معارضه با قرآن، دست به تأليف كتابى به نام التاج زد ولى تاكنون نمونهاى از آن كتاب به دست نيامده، و اين همان كتابى است كه ابوالعلاء معرى درباره آن مىگويد: «أمَّا تاجُهُ فَلَيْسَ نَعلًا! وَ هَلْ تاجُهُ الّا كَما قالَتِ الكَهَنَةُ": افٍّ و تُفٍّ و جَوْرَبٍ وَ خُفٍّ"»: «يعنى آنچه را او كتاب تاج نام نهاده، ارزش كفش را هم ندارد؛ آيا قافيهپردازىها و سجعهاى ابن راوندى چيزى جز
[١]. اقتباس از اعجاز القرآن رافعى (ترجمه)، پاورقى صفحه ١٣٧.