پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
وجود آمده بود را از بين ببرند. از اين رو به دنبال مردى حادثه جو، جاه طلب و مادّى مىگشتند و اين صفات را در مسيلمه يافتند.
ولى سخنانى كه از او به عنوان معارضه با قرآن نقل شده نشان مىدهد كه گذشته از همه اينها، او مردى سبك مغز بود، و بى آنكه به محتواى سخن بينديشد به دنبال سجع در كلمات بود.
از جمله عبارات مضحكى كه از وى در اين زمينه نقل شده و به اصطلاح تقليد از قرآن است، اين كلمات است:
«و المبذّرات بذراً، و الحاصداتِ حَصْداً، و الذَّارياتِ قَمْحاً، و الطَّاحناتِ طَحْناً، و العاجِناتِ عَجناً، وَ الخابِزاتِ خَبْزاً، و الثَّارِداتِ ثِرداً، وَ اللَّاقِماتِ لَقْماً، اهالة وسِمناً» [١]: «قسم به دهقانان و كشاورزان! قسم به دروكنندگان! قسم به جدا كنندگان گندم از كاه! قسم به خمير كنندگان! قسم به نان پزندگان! قسم به تريد كنندگان و قسم به لقمه بردارن با چربى و روغن»!
گويى مىخواسته است با اين جملههاى مضحك به مقابله آيات سوره عاديات يا ذاريات برود، قرآن مىگويد:
وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً- فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً- فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً- فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً- إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ...: «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفس زنان به پيش مى تاختند،- و سوگند به افروزندگان جرقه آتش در برخورد سمهايشان (با سنگهاى بيابان)،- و سوگند به هجوم آوران در سپيده دم،- كه گرد و غبار به هر سو پراكندند،- و (ناگهان) در ميان جمع
[١]. سفينة البحار، ماده سلم (با مختصر تقاوت) و تاريخابن اثير، جلد ٢، صفحه ٣٦١ و اعجاز القرآنالرافعى، (ترجمه) صفحه ١٢٧.