اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - عفو و گذشت
رساند. [١]
«و يُعطى مَنْ حَرَمَه» پرهيزگار به كسى كه او را از بخشش خود محروم كرده، بخشش و اعطاء كند. سخاوت وجود و بخشش در مقابل بخل است، بخل آن است كه شخص بخيل از نظر روانى به جائى رسيده كه نمىتواند نسبت به ديگرى احسان و انفاق و تعليم و راهنمائى داشته باشد و سخاوت نيز مانند بخل مواردى دارد، مانند انفاق مال، تعليم علم، تربيت ادبى و اخلاقى، اعطاء شخصيت و عنوان و راهنمايى كردن كسى و هر بذل و بخششى كه بدون غرض انجام گيرد، پس آنطور كه بعضى فكر مىكنند، سخاوت در مال تنها نيست، اينكه مولى مىفرمايند پرهيزگار عطاء و بخش به كسى مىكند كه او را محروم كرده، نه فقط از نظر مال بلكه از نظر تعليم و تربيت و شخصيت بخشيدن و غيره چنين است، فردى كه قلبش و روحش را ساخته از عمل ناشايست ديگرى سرخورده و ناراحت نمىگردد و سعى مىكند با عمل صحيح او را آگاه كند، اين صفت از كرامتهاى نفسانى انسان است، احسان به غير ذاتاً نيكو است و نيكوتر از آن هم احسان به كسى است كه به انسان در وقت نياز و تنگدستى كمك نكرده باشد.
بعضى انسانها را كه بى مسؤوليت و بى احساس و بى درد هستند و درد مردم را مىبينند و متأثر نمىشوند و به تنگدستى مىافتند، بايد اينگونه تنبيه كرد، كسى كه روزى توسط فردى محروم شده، اگر در مقابل آن بى اعتنائىها به او خدمت كند، شرمندگى براى او بيشتر از اين نيست، هر چه هم پست و رذل باشد، از احسان آنها كه روزى محروم از كمك او بودندهاند، متأثر شه و به خود مىآيد و اگر روزى بار ديگر متحول و با شخصيت شد به مردم رسيدگى و احسان مىكند.
شما نگوييد چرا آن روز به درد من نرسيد، اگر كار او ناشايسته بود، كار شما كه از انتقام نشأت مىگيرد بدتر و ناشايستهتر است، احسان و بخشش شما به او، مايه
[١]. گفتار فلسفى، جلد ١، صفحه ١٨٥- ١٨٤ ..