اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - حكايت
حيوانات را از حريم گل دور كنند آنها مايه حفاظت حيثيت گل هستند ولى گلچين خود را مىنگرد.
بارانى كه مىريزد و قبلش بادى كه ميوزد، حياتبخش زمين و گياهند، زنده شدن زمينها با باران و گردهافشانى گلها خير است گرچه آن باد لانه ى پرندهاى را خراب و او را بىخانمان كند و آن باران خانه مورى را پر كند و خانه مستضعفى را خراب كند، بايد مجموع را مطالعه كرد و نتيجه مطالعه اين است كه عالم خير محض است و شرّ محض با آن جمع نمىشود.
پس آنچه پرهيزكاران انجام مىدهند، خير است و شرّى ندارند، و اگر باشد مثل اين شرور نسبى است، پرهيزكارى كه در مقام استغاثه يك مؤمن به نفع او شهادت مىدهد، مسلماً براى طرف ديگر مخاصمه شرّ است ولى نسبت به ظالم شرّ است و اين طبيعى مسئله است، در مقام قضاوت اگر حق را براى صاحب حق تشخيص داد به نظر طرف ديگر كه ناحق است، شرّ محسوب مىشود ولى در درون اعمال قلب آن طرف هم كه ناحق ادعا كرده و ظلم كرده، اين عملِ قاضى خير است، گرچه ظاهراً از آن ابراز ناراحتى كند چون فطرت سليم انسانى خير و تصديق كننده خير است.
مولى در اين فراز نمىفرمايند: فرد متقّى كار خير مىكند يا عمل نيك انجام مىدهد، بلكه مىفرمايد مردم از او انتظار خير دارند يعنى او منبع خير است نه تنها مصدر خير، حال به چند مصداق از مصاديق خير كه مردم اميد صدور آن را از متّقيان دارند و چند مصداق شرّ كه مردم از آنها نسبت به پرهيزكاران در امنيت هستند، از آيات و روايات ذكر كنيم، تا كاملا مراد از خير و شرّ در اين دو فراز مشخص شود:
١- قرآن مال و ثروت را خير دانسته است: كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ [١]:
خداوند در اين آيه مىفرمايد: «دستور داده شد كه
[١]. سوره بقره، آيه ١٨٠ ..