اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - ٥٨- ٥٩- شامگاهان هراسان و صبحگاهان خوشحال!
است، بصيرت كه به خواب رفت، بيدارى بصر سودى نبخشد. مولى فرمودند:
«انْتباه العُيون لا يَنْفَع مع غَفْلَة القُلوب»:
«توجه و بيدارى چشمها با غفلتِ قلبها بىفائده است». [١]
اين غفلتى است كه اگر مستولى بر انسان شد، بيدارِ خواب است و حاضرى غائب و بينندهاى كور و شنوندهاى كر و گويندهاى لال. مولى خطاب به مردم زمان خود مىفرمايد:
«ما لى اراكُم ... أيقاظا نُوَّماً و شُهوداً غُيّباً و ناظِرَةً عمياء و سامعةً صَمّاء و ناطقَةً بَكما»:
«چه شده كه شما را ... بيداران خوابآلود و حاضران غائب و بيننده كورو شنونده كر و گوينده لال مىبينم». [٢]
در روايتى از امام صادق (عليه السلام) آمده كه از شش چيز تعجب مىكنم، سه چيز مرا مىخنداند و سه چيز مىگرياند، آن كه مىگرياند: ١- فراق و دورى دوستان (مثل) محمد (صلى الله عليه
وآله). ٢- ترس از خداوندى كه از همه چيز آگاه است (يا ترس از آن اعمالى كه آورده مىشود). [٣] ٣- ايستادن در مقابل قدرت خداوند.
و اما آن سه كه مىخنداند اين كه: ١- طالب دنيا است و موت او را مىطلبد. ٢- غافل است ولى از او غفلت نشده (يعنى خداوند از او غافل نيست). ٣- خنده كنندهاى كه دهانش پر از خنده است و نمىداند آيا بخشيده شده يا مورد سخط و غضب است. [٤]
از آيات قرآن استفاده مىشود كه غفلت انسان را به جهنم سوق مىدهد.
[١]. غرر الحكم، ميزان الحكمه، جلد ٧، صفحه ٢٦١- ٢٦٠.
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ١٠٨.
[٣]. ترديد به خاطر اين كه عبارت حديث (هول المطّلع) است كه اگر اسم فاعل باشد مراد خداوند آگاه به اعمال است و اگر مطّلع باشد به معنى آورده شده است يعنى اعمالى كه روز قيامت آورده مىشود (مطلع به صيغه از طلع كه از اضداد است به معنى روى آوردن و غائب شدن گرفتيم) رجوع شود به المنجد ماده طلع.
[٤]. بحار الانوار، جلد ٧٨، صفحه ٤٥٤- ميزان الحكمه، جلد ٧، صفحه ٢٦١ ..