اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - ٤١- ٤٢- از ستايش ديگران بيمناكند
شهرى است كه هزاران كارخانه و لابراتوار داشته باشد. [١] آيا وجدان باور مىكند كه طبيعت كور و كر چنين كند!
٢- تفسير دوم اشاره به برهان علت و معلول است، كسى كه آگاه شد كه مخلوق است و معلول، علم پيدا مىكند كه خالق و علتى هست، بايد در سلسله علل به جائى برسد كه ديگر او معلول نيست و علة العلل است و آن خدا است و الّا تسلسل لازم مىآيد كه محال است.
٣- اشاره به برهان وجوب و امكان و (فقر و غنا) است، انسان وقتى نظر به خود مىكند و خود را مىشناسد كه هيچ ندارد، و فقير است، آگاهى پيدا مىكند كه منبع مستقل و بىنيازى هست كه نيازمند به او هستم (يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِىُّ الحميد) [٢]
٤- سه طريق قبل اثبات و آگاهى بر وجود خداوند از طريق استدلال بود، و راه چهارم يافتن خداوند از طريق شهود است، يعنى كسى كه نفس خود را در اثر رفع موانع و حجابهاى درونى و بيرونى شناخت خدا را مشاهده خواهد كرد، و بر حاكميت او واقف خواهد شد، و همان مىشود كه وقتى به ائمه اطهار (عليهم السلام) مىگفتند آيا خدا را ديدهايد به اين مضمون مىفرمودند:
«ما كُنتُ أعبُدُ شيئاً لم ارَ لَمْ تَرَه الابْصار بِمشاهدة العَيان ولكن رَأَتْهُ القُلوبُ بِحَقائِق الايمان»:
«چيزى را كه نديده باشم، عبادت نمىكنم، ديدگان ظاهرى و چشمهاى سر، او را نمىبينند، ولكن قلبها با حقيقت ايمان (و شناخت نفس) خواهند ديد، با بصر نتوان ديد
ولى با بصيرت توان ديد». [٣] اگر كسى خود را شناخت راهى براى شناخت صفات خدا و يافتن آنها پيدا
[١]. براى توضيح بيشتر مىتوانيد به تفسير موضوعى پيام قرآن، جلد ٢، صفحه ٧٢- ٦٨، مراجعه نمائيد.
[٢]. سوره فاطر، آيه ١٥.
[٣]. بحار الانوار، جلد ٤، صفحه ٣٣، از امام صادق (عليه السلام)- مضمون اين كلام با كمى اختلاف از حضرت على (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) نيز نقل شده، رجوع كنيد به ميزان الحكمه، جلد ٦، صفحه ١٩١- ١٩٠ ..