اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - محاسبه
ابوذر از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) نقل مىكند كه فرمود:
«لا يكون المؤمن ظاعِناً الّا فى ثلاث، تَزَوُّد لمعاد او مَرَمَّة لمعاش او لذَّة فى غير مُحَرّم»:
«مؤمن مسافر نمىباشد، مگر اين كه سه چيز داشته باشد: زادى براى معاد، و چيزى كه تأمين معاش كند، و لذّتى كه حرام نباشد». [١]
و به همين معنا از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) روايت كرده:
«عَلَى العاقِلِ انْ يَكُونَ لَهُ اربَعُ ساعات: ساعةٌ يُناجى فيها رَبَّه وَ ساعَةٌ يُحاسِبُ فيها نَفْسَه و ساعَةٌ يتفكَّر فيها فى صُنْع اللّه و ساعَةٌ يَخْلُو فيها للمطعَمِ و المشرَب فَانَّ فى هذه الساعةِ عَوناً له على بَقيّة الساعات»:
«بر عاقل است كه چهار ساعت و چهار وقت براى خود گذارد، وقتى براى مناجات با پروردگارش و وقتى براى محاسبه نفسش، و وقتى براى تفكر در موجودات خداوند و دستگاه آفرينش، و ساعتى براى غذا خوردن و نوشيدن، و در اين ساعت اخير است كه براى بقيه ساعات قدرت و نيرو مىگيرد، (و اين اشاره است كه توجه به جسم از مسائل مهمى است كه مورد نظر اسلام و شارع مقدس است و بدون آن سه وقت ديگر دچار اختلال مىشود)». [٢]
حقيقت محاسبه با شريك آن است كه نظر در سرمايه و در سود ضرر كند تا زياده و نقصان روشن شود، اگر زيادى آورده شكر و اگر خسران ديده و ضرر كرده از او مطالبه
كند، اگر شريك دارد جبران خسار كند، و اگر ندارد به ذمّه بگيرد، و در آينده تدارك كند.
در مورد محاسبه با نفس هم چنين است، در مقابل سرمايه بايد به فرائض و واجبات عمل كرده باشد، و اگر به مستحبات عمل كرده، سود و ريح برده، و اگر
[١]. محجة البيضاء، جلد ٨، صفحه ١٦٤ «روايت اول در (من لا يحضره الفقيه) صفحه ٢٢١ و در خصال در ابواب سهگانه از امام صادق (عليه السلام) آمده و حضرت از حكمت آل داود نقل كردهاند- روايت دوم هم در معانى الاخبار و كمال الدين از شيخ صدوق شبيه آن آمده است (محجة، جلد ٨، صفحه ١٦٤ پاورقى).
[٢]. محجة البيضاء، جلد ٨، صفحه ١٦٤ ..