اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - ٦٠- پرهيزگاران در جهاد با نفس
فرمودند: جهاد و مبارزه با نفس!» [١]
در روايتى «شعيب عقرقوقى» از امام صادق (عليه السلام) نقل كرد كه فرمودند:
«مَنْ ملك نفسَه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتَهى، و اذا عضب و اذا رَضِىَ حَرَّم
الله جَسَده على النّار»:
«كسى كه مالك نفس خود شد و وقتى او راده كرد يا ترسيد يا اشتها و ميل داشت يا غضبناك و راضى از چيزى شد، آن را كنترل كرد خداوند بدنش را بر آتش حرام كرده است». [٢]
مولى على (عليه السلام) در نهجالبلاغه مىفرمايند:
«لا تُرَخِّصُوا لَانْفُسِكُم فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَص فيها مذاهَب الظُلمه»:
«مسامحة و سهلانگارى در مورد نفوس خود نكنيد كه اين سهلانگاريها در مورد نفس شما را به راههاى تاريك مىكشاند». [٣]
در ذيل كلام فوق مرحوم خوئى در شرح خود اين روايت را از امام صادق (عليه السلام) آورده است كه:
«اقْصِر نَفْسَك عمّا يَضّرّها مِنْ قبل انْ تُفارقَك واسْعَ فى فِكاكها كما تسعى فى طلب معيشتك فَانّ نَفسك رهينَةٌ»:
«نفس خود را از آنچه ضرر به آن مىرساند (دور كن) قبل از اين كه از تو جدا شود، و در آزادى آن (از اسارت شهوات) تلاش كن، چنانكه در طلب روزى خود تلاش مىكنى، زيرا نفس تو مرهون و بسته به عمل تو است (اگر عمل تو صالح باشد، نفس تو سالم خواهد بود، و اگر عمل تو طالع و فاسد باشد نفس تو نيز ناسالم است)».
سپس مرحوم خوئى ادامه مىدهد [٤] كه مراد از «ترخيص» براى نفس در كلام مولى ظاهراً مساهله و مسامحه است (چنانكه در ترجمه آن گفتيم) و احتمال دارد مراد رخصت دادن و اجازه دادن در ارتكاب شبهات باشد كه منجر به فرو رفتن در
[١]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ١٢، صفحه ١٣٢.
[٢]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ١٢، صفحه ١٣٢.
[٣]. نهجالبلاغه، خطبه ٨٦، صبحى صالح و ٨٥ فيض الاسلام
. (٤). شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ٦، صفحه ١٣٢؛ ذيل خطبه ٨٥ ..