اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - ٦٥- كوتاهى آرزوها
نقل شده است كه حضرت عيسى بن مريم (عليه السلام) نشسته بودند و پيرمردى با بيل كار مىكرد و زمين را شخم مىزد. حضرت عيسى (عليه السلام) فرمودند: خدايا، اميد را از او بگير، هماندم پيرمرد بيل را كنار گذاشته و خوابيد.
پس از مدتى حضرت فرمود خدايا اميد را به او برگردان بلافاصله پيرمرد بلند شد و شروع به كار كرد، حضرت نزد او آمده و از او پر سيد، اين چه جريانى بود از تو ديدم، گفت كار مىكردم ناگهان نفسم به من گفت، تا كى كار مىكنى و تو پير و فرسوده شدهاى، بيل را رها كرده و خوابيدم. سپس نفس به من گفت به خدا قسم تو ناگزيرى از زندگى مادامى كه زندهاى، پس بلند شدم و بيل را به دست گرفتم. [١]
مولى نيز مىفرمايند:
الامَلُ رفيقٌ مُونِس»
«اميد و آرزو رفيق و مأنوس انسان است» [٢] امام چهارم نيز از خدا اميدى را مىخواهند كه متناسب و معقول باشد [٣] نه اين كه طولانى باشد كه آرزوى طولانى مثل سرابى است كه بيننده را فريب مىدهد و كسى كه به او اميد و دلبسته نااميد و محروم مىسازد. [٤]
پس آنچه مذموم است طولانى بودن اميد و آرزوها است، نيروهاى انسان محدود است، عمر نيروى عقل، توان بازو و قدرت محدود است، حال اگر دامنه آرزوها نامحدود شد، تمام نيروى جسمى و فكرى را خرج اين آرزوها كنيم به اينها نمىرسيم، به كارهاى ديگر هم نمىرسيم، اين است كه مولى مىفرمايد:
«مَنْ طال امَلُه ساء عَمَلُه»
«كسى كه آرزويش طولانى شد عملش بد مىشود» [٥] زيرا نيروها را به
[١]. سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٣٠، ماده امَل.
[٢]. غرر الحكم.
[٣]. بحار الانوار، جلد ٩٤، صفحه ١٥٥
(اللهم ربّ العالمين .... اسئلك ... من الآمال أوفَقُها).
[٤]. مولى فرمودند:
«الاكْلُ كَالسَّرابِ يَغُرّ مَنْ رَآه و يخلف من رَجاه»
(ميزان الحكمه، جلد ١، صفحه ١٤١).
[٥]. سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٣٠، ماده امَل، در روايتى شبيه اين نيز در همان صفحه از مولى آمده (ما اطال عبدُ الامل الّا أساء العمل) اين روايت اخير در ميزان الحكمه، جلد ١، صفحه ١٤٤ به نقل از بحار، جلد ٧٢، صفحه ١٦٦ نيز آمده است ..