اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - ٦٥- كوتاهى آرزوها
«أيّها النّاس إِنّ أخوَفَ ما أَخافُ عَلَيْكم إثْنانْ: إتِّباعُ الهَوى وَ طُولُ ألامَلْ فَأمّا إتِّباعُ الهَوى فَيَصُدُ عَن الحَقْ وَ أمّا طُولْ الأَمل فَيُنْسِى الآخرَةَ، ألا وَ أنَّ الدُنْيا قَدْ وَلَّت حَذاءَ [١]، فَلَم يَبْقَ منها إلّا صُبابَةٌ كصبابة الإناء اصطبّها صابَّها. ألا و إنّ الآخرة قد أقبلت و لكلّ منهما بَنُونِ فَكونوا مِنْ ابناء الآخرة و لا تَكونوا منْ ابناء الدّنيا فَإنَّ كُلّ وَلَد سَيُلْحَقُ بِأبيهِ [٢] يَوم القيامة و انّ اليَومَ عَمَلٌ و لا حساب وَغَداً حِسابٌ ولا عَمَل».
«اى مردم ترسانكترين چيزى كه بر شما مىترسم دو چيز است: يكى متابعت خواهشهاى نفسانى كه باز مىدارد از حق و دوم طولانى بودن اميد و آرزو كه آخرت را به فراموشى مىسپارد، آگاه باشيد كه دنيا به سرعت پشت كرد و چيزى از آن باقى نماند، مگر ته ماندهاى مثل تهمانده ظرف كه دور ريزند آن را دور مىريزد. آگاه باشيد كه آخرت روى آورد، و براى هر يك از دنيا و آخرت فرزندانى است. پس فرزندان آخرت باشيد، و از فرزندان دنيا نباشيد، زيرا هر فرزندى به زودى در روز قيامت به پدرش ملحق مىشود، و امروز روز عمل است نه حساب، و فردا روز حساب است، نه عمل (پس امروز را غنيمت شمرده در عمل كوشيد تا فردا كه روز حساب است، فارغ البال از كوثر و سلسبيل آب نوشيد و از سند و استبرق لباس پوشيد انشاءاللّه). [٣]
در اين خطبه حضرت دو چيز را بسيار خطرناك و رهزن راه ترقى و كمال مىدانند يكى پيروى از هواها و خواهشها و تمايلات نفسانى و ديگرى درازى آرزوها.
در مورد تبعيت از خواهشهاى نفسانى و طغيانگرى در برابر حق تعالى در
[١]. حذاء يعنى (سريعة) يعنى تند رونده است و در نسخه ديگر جذّاء آمده كه به معنى قطع خيرات و نكي ها است.
[٢]. در نسخههاى (بِامِّه) دارد كه در شرح نهج البلاغه خوئى در همين خطبه ذكر كرده است.
[٣]. اين خطبه را مرحوم مجلسى و غير او از طرق مختلف با اختلاف كمى آوردهاند، ابن ابى الحديد نيز كه همگى را مرحوم خوئى در ذيل اين خطبه در جلد ٤، صفحه ٢٠٦- ٢٠٥ آورده است ..