اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - ٥٢- پرهيزگاران طالب حلالند
گوسفند از كجا بوده، گفت از مالم خريدم، پس آن حضرت نوشيدند، فرداى آن روز امّ عبدالله نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمد و گفت يا رسول الله من براى شما شير مىفرستم و شما برمىگردانيد؟!
پيامبر (صلى الله عليه و آله) به او فرمود: انبياء و رسولان قبل از من اين گونه مأمور بودند كه چيزى نخورند مگر طيب باشد، و عملى نيز جز عمل صالح انجام ندهند». [١]
شايد از آيات و رواياتى كه پس از خوردن مال حلال و طيب، سخن از عمل صالح مىگويد بتوان استفاده كرد كه خوردن مال حلال خود مؤثر در انجام عمل صالح و ازدياد آن است.
در مورد اوصياء اين نبىّ مكرّم (صلى الله عليه و آله) نيز چنين بوده است. در مورد امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه روزى «مصادف» غلام خود را خواستند و به او هزار دينار دادند، و فرمودند آماده سفر به مصر شو، زيرا خانواده ما زياد شدهاند (گويا حضرت براى روزى خانواده خود در مضيقه بودند و دست به تجارت زدند) «مصادف» جنسى خريد و با تجار
به طرف مصر رفت. وقتى نزديك مصر شد، قافلهاى در خارج مصر به آنها رسيد، از آنها پرسيدند اوضاع تجارت چگونه است؟ و گفتند ما اين متاع را كه متاعى عمومى و مورد نياز همگان است داريم. افراد آن قافله گفتند، در مصر از اين متاع نيست، پس قسم خوردند، و عهد كردند كه متاع خود را نفروشند مگر به دو برابر قيمتى كه خود خريدهاند (يعنى شىء يك دنيارى را به دو دينار بفروشند). وقتى متاع را فروخته و پولها را گرفته، به مدينه بازگشتند، «مصادف» غلام حضرت وارد بر امام صادق (عليه السلام) شد در حالى كه دو كيسه كه در هر يك هزار دينار بود داشت، گفت: فدايت شوم اين سرمايه و اين هم رنج است، حضرت فرمودند: اين سود زيادى است، چگونه با متاع عمل كرديد!؟ جريان را «مصادف» گفت و اين كه چگونه قسم خوردند، حضرت فرمود: سبحان الله، قسم بر عليه مسلمانان مىخوريد كه به
[١]. تفسير درّ المنثور، جلد ٥، صفحه ١٠- ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ٥٠٩- ٥٠٨ ..