اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - ٣٠- طلب آزادى از عذاب رستاخيز
آزادى وجود دارد [١] كه همگى نشان دهنده اهتمام قرآن بر رهائى و آزادى انسانها است، درباره
پيامبر (صلى الله عليه وآله) مىفرمايد:
(وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْاغْلالَ الَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ»:
«پيامبر بارهاى گران و زنجيرهائى كه بر (دوش و گردن) آنها است برمىدارد». [٢]
«اصْر» در اصل به معنى حبس است و اگر به بار سنگين اطلاق شده براى اين است كه بار سنگين، انسان را حبس و مانع از فعّاليت او مىشود و اگر به عهد و پيمان و يا مجازات و كيفر (اصر) گفته مىشود به خاطر محدوديتى است كه براى انسان ايجاد مىكند. [٣]
پيامبران و جانشينان آنها آمدند، تا عوامل حبس و سلب آزادى را از بشر بردارند و با باز كردن غل و زنجير اسارتها، نسيم آزادى را بر روانهاى فسرده و فرسوده بدمند، و نغمه حرّيت را ساز كنند، زنجير جهل و نادانى، بتپرستى، تبعيضات و زندگى طبقاتى و غيره را از دست و پا و دوش و گردن اين انسان بردارند.
«اغْلال» جمع «غُلّ» و بنابر آنچه از موارد استعمال آن استنباط مىشود زنجيرها و قيدهائى بوده كه گاهى بر دست و پا و گردن مىگذاشتهاند، در قرآن در موارد مختلف استعمال شده است: غُلّت ايْديهم- اذا الاغلال فى اعْناقهم- و لا تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً الى عُنُقِك.
در سروه بلد كه مواهب ظاهرى و باطنى خداوند را بيان مىكند مىفرمايد: «أَلَمْ نَجْعَلْ لَّهُ عَيْنَيْنِ* وَلِسَاناً وَشَفَتَيْنِ* وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ* فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ* وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ* فَكُّ رَقَبَة* أَوْ إِطْعَامٌ فِى يَوْم ذِى مَسْغَبَة* يَتِيماً ذَا مَقْرَبَة* أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَة»: «آيا براى او (انسان) دو چشم
و يك زبان و دو لب قرار نداديم و او را به خير و شرّ هدايت نكرديم، ولى او (انسان ناسپاس) از آن گردنه مهم بالا نرفت، و
[١]. سوره البلد، آيه ١٣.
[٢]. سوره الاعراف، آيه ١٥٧.
[٣]. تفسير نمونه، جلد ٦، صفحه ٣٩٨ ..