اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - ٧٧- و در ميان ذاكران از غافلان نيست
يكى كوردلى، دوم اشتباه كارى و سهو، سوم بازيگرى و مشغول به امورات باطل و چهارم فراموشى از حق. [١]
شيخ (ابوسعيد ابى الخير) را گفتند كه فلان كس بر روى آب مىرود گفت سهل است بَزَغى (وَزغى و قورباغهاى) [٢] و صعوهاى (گنجشك [٣] و هر پرندهاى شبيه آن) نيز بر روى آن مىبِرَوَد گفتند كه فلان كس در هوا مىپرد گفت زغنى (پرندهاى كوچكتر از كلاغ) [٤] و مگسى نيز در هوا بپرد گفتند فلان كس در يك لحظه از شهرى به شهرى مىبِرَود شيخ گفت: شيطان نيز در يك نفس از مشرق به مغرب مىشود، اين
چنين چيزها بس قيمتى نيست مرد آن بُوَد كه در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بِخُسبد و با خلق داد و ستد كند و با خلق درآميزد و يك لحظه از خداى غافل نباشد. [٥]
شاعرى در مورد عدم غفلت چنين سروده است:
|
آن بنا كز عمل خير، يكى كاخ بلند |
و آن بنا كز عمل زشت، يكى غار بلاست |
|
|
نفس را با همه بيمى كه مرگش باشد |
آرزوهاى درازيست كه خبط است و خطاست |
|
|
كار ما چيدن و آئين فلك بر چيدن |
عمر، وا كردن و پيچيدن طومار قضاست |
|
|
خانه ما شود آخر، به خدا لانه جغد |
سهم ميراث خور است آنچه كه در خانه ماست |
[١]. عرفان اسلامى، جلد ٢، صفحه ١١٧ (از امام صادق (عليه السلام) هست كه لقمان به فرزندش سه ملامت را براى غافل شمرد و آن سه تاى آخر است (لهو و سهو و نسيان).
[٢]. فرهنگ معين و عميد.
[٣]. فرهنگ معين و عميد.
[٤]. فرهنگ معين و عميد.
[٥]. ديدارى با اهل قلم، جلد ١، صفحه ١٨٩ به نقل از «خواندنيهاى دلنشين»، جلد ١، صفحه ١٠٥ ..