اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩ - عوامل خطا و لغزش
امام صادق (عليه السلام) نيز مىفرمايند:
«المُستَبِدّ بِرَأيه موقوفٌ على مَداحض الزَّلَل»
«فردى كه فقط به فكر خود اتكاء مىكند، بر لغزشگاههاى خطا ايستاده است» [١] و هر آن بايد منتظر سقوط خود باشد فرد مستبدى كه فقط رأى و فكر خود را مىپسندد و بر آن تكيه مىكند، از نظر مكتب اسلام همنظر خودش صواب نيست و هم در مقام مشورت، از مشورت با او نهى شده است، امام صادق (عليه السلام) مىفرمايند با مستبد خودرأى مشورت مكن
«لا تُشِرْ على المستَبِدّ برأيه». [٢]
مولى على (عليه السلام) نيز مىفرمايند: رأى انسان منفرد و تكرو و انسانى كه فقط به رأى و نظر خود خوشنود است در واقع رأى و نظر باارزشى نيست.
«لا رأى لِمَن انفَرَد برأيه» [٣]، «ليس لِمُعْجِب رأىٌ» [٤])
زيرا فكر و نظرى ارزش دارد كه هدايت كننده انسان به راه راست و دور كننده انسان از پرتگاه باشد. در مكتب مولى على (عليه السلام) چنين فردى، يك جاهل است:
«ما أعْجَبَ برأيه الّا جاهل» [٥])
«خودبينى نكند به رأى خود مگر جاهل»؛ و آدم جاهل قابل مشورت نيست، عالم هميشه به دنبال زياد كردن علم و علم آموزى است، گرچه از فرد حقير و كوچكى باشد، او به دنبال سخن بزرگ است، گرچه از كودك صادر شود، پس او خودرأى نيست، و چنين انسانى قابل مشورت است چون عالم است.
مولى فرمود:
لا تُصَغِّرنَّ عندك الرأى الخَطير اذا أتاك به الرجلُ الحقير»
«رأى بزرگ را نزد خود كوچك مشمار هنگامى كه مرد حقيرى آن را به تو رساند». [٦]
مولى در جاى ديگر مىفرمايند:
مَنْ استَبزدّ برايه هَلَك و مَنْ شاوَرَ الرّجالَ
[١]. بحار الانوار، جلد ٧٥، صفحه ١٠٥.
[٢]. همان مدرك.
[٣]. همان مدرك.
[٤]. غرر الحكم.
[٥]. غرر الحكم.
[٦]. غرر الحكم ..