اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - ٧٧- و در ميان ذاكران از غافلان نيست
الهى برخورد كند و از خداوند عزوجل بترسد و تركش كند. [١]
عوامل تذكر: دقت در حوادث سخت روزگار و مصائب روزمره افراد و مشاهده آثار گذشتگان و سرزمينهاى بلا ديده و ويرانههاى آنها و اشياء باقيمانده در موزهها موجب ازدياد ذكر و رفع غفلت است، تأمل در كلام مولى كه فرمودند:
«ما رَأَيْتُ شَيئاً الّا وَ رأيتُ اللّه قَبْلَه وَ بَعْدَه وَ مَعَه؛
«چيزى را نديدم مگر اينكه خدا را قبل و بعد و با او ديدم» به انسان درس تذكر مىدهد، ببينيم هر چيزى خالقى و حافظى و نگه دارندهاى دارد كه پس از نابودى آن باقى است.
چرا اين همه به مسئله ذكر اهميت داده شده است، فلسفه آن چيست؟ دو نكته را اجمالا در جواب اين سؤال مىتوان گفت: ١- عالم دنيا طبيعتش غفلتزا است، لذا از پيامبر (صلى الله عليه و آله) نقل شده، كه روزى هفتاد مرتبه استغفار مىفرمود، زيرا طبيعت پرداختن به اين عالم مادى موجب گرايش و توجه به ماده است موجب وابستگى و دلبستگى به عالم فانى است و موجب روى گرداندن از عالم باقى است، دست به هر كارى بزنيم ما را به خود مشغول مىكند، خانه ساختن، كسب و كار، نوشتن، بذر افشاندن، مطالعه كردن، با
ديگرى سخن گفتن همه و همه عاملى براى توجه به امرى دنيوى است، كه بايد در هر كارى متوجه خدا بود، در محضر بزرگ خطا كردن موجب شرمسارى است، بايد به ياد دادگاه او و محاسبه مثقال ذره باشيم، اين توجه در اين عالم آثار بسيارى، چون آثارى تربيتى، اخلاقى، اجتماعى و سازندگى دارد.
٢- ذكر و ياد محبوب، محبت آفرين است، هر چه بيشتر دوستم را ياد كنم، محبت او در اعماق دل من عميقتر مىشود، هر چه از خدا بيشتر ياد كنم، حبّ او در قلبم ريشه دارتر مىشود تا جائى كه وابستگى به او پيراستگى از همه چيز است و مسلماً دوستى و عشق به محبوب مانع از خطائى است كه موجب ناراحتى او مىگردد چه رسد به خطا در حضور و محضر او.
[١]. سفينة البحار، جلد ١، ماده ذكر، صفحه ٤٨٤ ..