اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - چرا در عبادت بىنشاطيم
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمودند: اميرالمؤمنينعلى (عليه السلام) چنين فرموده:
«ثلاثُ علامات لِلْمُرائى: يَنْشُط اذا رأى الناس و يَكسل اذا كان
وحده و يُحبّ ان يُحمَدَ فى جميع اموره»:
سه علامت براى انسان رياكار است: زمانى كه مردم را ببيند با نشاط است و وقتى تنها باشد كسل است و دوست مىدارد در تمام امورش ستايش شود. [١] مرد پرهيزگار برخلاف فرد رياكننده در همه حال با سبكى و نشاط به كار و عبادت خود مشغول است و به غير بىتوجه.
چرا در عبادت بىنشاطيم
بىنشاطى عوامل گوناگونى دارد، و عمده آن دو چيز باشد:
١- عدم ايمان به هدف و عدم اعتقاد به اعمالى كه انجام مىدهيم، عدهاى از ما كه در عملشان بىنشاطند براى اين است كه هدف مشخصى ندارند، يا ايمان به هدف ندارند، علم به خدا و معاد دارند اما نور ايمان بر قلبشان سايهافكن نشده است، اين ايمان و سستى در عقيده موجب بىنشاطى در عبادت مىشود، چنانكه اگر كسى هدفى براى درس خواندن و كار كردن نداشته باشد، با كسالت درس مىخواند و كار را انجام مىدهد.
٢- خستگى- عدم نشاط در كار و عبادت گاهى از خستگى و كوفتگى جسمى و روحى نشأت مىگيرد، چنانكه بسيار در اعمال روزانه خصوصاً نماز خواندن آزمودهايم، وقتى از سر كار با خستگى آمدهايم، نماز خواندن براى ما سنگينى كرده، و انجام آن سريع، و با كسالت همراه است، هر دو عامل يعنى بىهدفى و خستگى را مىتوان با تقويت ايمان و ترك عمل در حال خستگى درمان كرد، چنانكه در روايات است عبادات بدون نشاط و با خستگى انجام ندهيد كه موجب سرخوردگى انسان از عبادت مىشود بايد در هر كارى نسبت به آن در خود شوق و علاقه ايجاد كنيم
[١]. شرح نهج البلاغه خوئى، ذيل همين فراز، جلد ١٢، صفحه ١٤٠ ..