اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - ٣٤- أتقياء
٣٤- أتقياء
صفت چهارم روزانه پرهيزگاران را مولى على (عليه السلام) تقوى مىشمارد اين تقوى، تقوى به معنى خاص است كه همان ترس و التهاب درونى از آينده و اعمال است، در مقابل، تقوى به معنى عام كه حضرت در مجموع خطبه درصدد بيان آن هستند، متقّى به معنى عام آن است كه داراى فضائلى كه مولى مىشمارند باشد، و از آنها فاصله نگيرد. چون توضيح كافى و وافى درباره تقوى به معنى خاص قبلا داده شد، براى اختصار به همان توضيحات اكتفاء مىكنيم به فراز بعد كه در ارتباط با همين فراز است مىپردازيم:
مرحوم «الهى» آن عالم و عارف دلسوخته ابتدا در وصف روز و سپس درباره چهار صفت روزانه چنين مىسرايد:
اما النهار (وصف روز)
|
خوشا روز و نسيم صبحگاهش |
كه چون خورشيد رخشان شد گواهش |
|
|
خوشا روز و مبارك طلعت روز |
جهان زين طالع آمد بخت فيروز |
|
|
گشاى اى صبح زرين! موى خورشيد |
مبند اى شام: در بر روى خورشيد |
|
|
بيار اى خوش نسيم صبحگاهى |
به مهر عاشقان روشن گواهى |
|
|
نقاب شب كش اى خورشيد روشن |
به روى خود جهان را ساز گلشن |
|
|
ز رحمت اى نسيم صبح بشتاب |
برون كش يوسف خود از چَه خواب |
|
بر آر، اى صبح و داد از چرخ بستان |
بگير از شحنه [١] شب داد مستان |
|
|
برآ، اى مهر تا مه كنم ناز |
بسوزد اختر شب گرد غمّاز [٢] |
|
|
برآ، اى مهر و گيتى را برون آر |
زدلتنگى زندان شب تار |
|
|
برآ، اى مهر تا گردون شود پاك |
زلوث انجم بد مهره بى باك |
[١]. شحنه: داروغه، پليس، پاسبان و نگهبان شهر.
[٢]. اشاره كننده با چشم و ابرو (فرهنگ عميد) ..